تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
چرا دوستى آنها ، دوستى يهود قلمداد شود ، و آيا با اين وصف كه پيامبر قانون جانشينى نهاد ، اين ايراد را به چه كسى بايد گرفت ؟ آيا ابن عبد ربّه ، صاحب كتاب العقد الفريد اين سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را فراموش كرده است كه فرمود : همان‌گونه كه ستارگان اهل زمين را از خطر غرق امنيّت مىبخشند ، اهل بيت من در امّتم براى حفظ وحدت ، امانند . هرگاه گروهى با آنها به مخالفت برخيزند ، اختلاف بروز مىكند و آنان حزب شيطان مىشوند . « 1 » خدايا تو گواهى كه او اين روايات را ديده ، ولى دلش را زنگ گرفته است ، او دشمنى سرسخت است . آخر ، اهل بيتى كه براى امت ، ستارگان فروزان هدايت ، مايهء امن از گمراهى و اختلافند ، چرا نبايد از آنها پيروى كرد ؟ و با چه عذرى مىتوان روى از آنها برتافت ؟ كسى كه به آنها بىتوجّهى كند ، كارش به كجا خواهد انجاميد ؟ اصولا چه ارزشى براى زندگى ، روحيه ، تمايلات و تربيت خارج از رهبرى اين خانواده مىتوان انديشيد ؟ محقّقا انتخاب اين خاندان بزرگ براى ولايت مطلقه از طرف پروردگار روى كمال شايستگى و كاردانى آنان در تدبير شئون جامعه ، براى تمام ادوار ، صورت گرفته است ؛ به طورى كه هرگاه رهبرى بشريّت به آنان سپرده شود و پايگاه حكم و قيادتشان محكم شود ، با كاردانى و حذاقت خود بشريّت را رهبرى خواهند كرد . چيزى كه هست دشمنانشان از روى حسادت و براساس آز و طمع آنان را از آن مقام بلند دور ساخته‌اند ، بىخبر از آنكه خلافت يك امر الهى است نه يك سلطنت ظاهرى ، چنان كه شعبى همين اشتباه را به نقل از ابن تيميه « 2 » مرتكب شده صريحا گويد : درد و رنج رافضيان درد و رنج يهوديان است . يهوديان گفته‌اند : سلطنت شايستهء كسى جز آل داود نيست و رافضيان گفته‌اند : امامت براى كسى جز آل على روا نيست .
هامش
( 1 ) . حاكم در المستدرك : 3 / 149 ، نقل كرده و آن را صحيح پنداشته است . ( 2 ) . المنهاج : 1 / 7 .