تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
است ، مانند بعضى از نامه‌هاى ساختگى منسوب به ابن عبّاس به امير مؤمنان كه قلمهاى مزدور عمّال خيانت‌پيشه بنى اميّه ، آنها را بر چهرهء تاريخ اسلام نقش نموده است ، و همين است جاى اعتراض بر استاد بزرگ كه فعلا از بيان علتش خوددارى مىكنيم . و از همه دردناكتر اينكه خطبهء حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله را در روز غدير خم ذكر نكرده است با اينكه اهميت خطبه حضرت و روز غدير خم در تاريخ اسلام ، و در نزد مسلمين مشهور و معلوم است به نحوى كه روايات اين دو واقعه در كتب حديث به حدّ تواتر رسيده است كه در جلد اوّل الغدير شرحش گذشت . حالا فرض مىكنيم كه همهء خطبهء حضرت و شرح آن روز ، در مصادر مورد اعتماد ايشان نبود ولى مقدارى از خطبه را كه مورد قبول شيعه و سنّى است چرا نام نبرده ، و نقل نكرده است و نويسنده خود مىداند كه چرا نامى نبرده چنان كه بر ما هم اين امر مخفى نيست كه از تصريح به آن خوددارى مىشود .

اشعار امير مؤمنان به سند ديگر

امام على بن احمد واحدى شده بودند ، از ابى هريره نقل كند : عده‌اى از اصحاب رسول خدا دور هم جمع شده بودند ، و مناقب خود را بازگو مىكردند . از جمله : ابو بكر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، زبير ، فضل بن عبّاس ، عمار ، عبد الرحمن بن عوف ، ابو ذر ، مقداد ، سلمان و عبد اللّه بن مسعود ، بودند ، سپس حضرت على عليه السّلام بر آنها وارد شد و پرسيد : در چه موضوعى سخن مىگوييد ؟ گفتند : فضائل و مناقب خود را كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيده‌ايم ذكر مىكنيم . حضرت فرمود : پس حالا به سخنان من گوش دهيد و اين اشعار را سرود : - مردم به خوبى دانستند كه سهم من در ترويج اسلام از همه فزونتر است . - و احمد ، پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله برادر و خويشاوند و پسر عموى من است . - و منم ، كه عرب و عجم را به سوى اسلام راهبرى مىكنم . - و منم كه بزرگان و گردنكشان و دليران كفار را به خاك و خون كشيدم .