شده و سپس به جايگاه خود بازمىگشتند ولى افسوس :
- آنانكه در سايهشان همه زندگى خوش داشتند ؛ رفتند .
يكى از نمونههاى اين درگاه شاعر روشندل اهل بيت عصمت ، سيد حيدر حلّى است ، در يكى از مراسم مذهبى قصيدهء شيوائى سرود و آهنگ درگاه سيد شيرازى نمود ، پس از برگزارى مجلس سيد قصد داشت 20 ليرهء عثمانى به عنوان صله ، به سيد حيدر بدهد ، ولى بعد از اينكه قضيه را با عموى خود حاج ميرزا اسماعيل در ميان گذاشت ، وى صلاح نديد ، كه كم است : گفت : « او شاعر دربار اهل بيت است و اين مقدار زيبندهء مقام ايشان نيست ، سيد حيدر از امثال دعبل و حميرى و نظاير اين دو برتر مىباشد ، پيشوايان دين به شاعران زمان خود كيسههاى پر از طلا مىدادند و سزاوار است شما يكصد ليره بدست شريف خود به ايشان بدهيد » و بر اين اساس آية اللّه بزرگ و مرجع عاليقدر شيعه به زيارت سيد حيدر رفت و مبلغ صد ليره ، به عنوان صله با كمال تجليل و احترام به سيد حيدر مرحمت فرمودند و دست شاعر اهل بيت را بوسيدند .
اين داستان شگفت را جمعى كه در آن دوران طلائى مىزيستند از جمله فرزند گرانقدر ايشان آية اللّه ميرزا على آقا نقل نمودهاند و خود فرزند هم به پيروى از روش پسنديدهء پدر به اين نحو مجالس عنايتى خاص داشت و شعرا را به اين مجالس دعوت و تشويق مىنمود و به وسيلهء ايشان اين روش در نجف اشرف معمول گرديد .
و ما ، نمىتوانيم بيش از اين در اين زمينه سخن گوئيم و اين مختصر اشاره هم به منزلهء آه سوزانى بود كه از سينهء دردناك برخاست و حسرت و اندوهى است كه از دلى افسرده ، بيرون ريخت ، اكنون كه زمان ما اين سيره ترك شده و از فوائدش محروميم و در نتيجه نه شورى در مردم ايجاد مىشود و نه نشاطى در مردم مشاهده مىگردد و با نيروهاى فساد و تباهى هيچ ستيزى نمىشود .
آرى ، روزگار داراى فراز و نشيب است . اكنون شعر و ادب ، چون دوران جاهليت به سير قهقرائى مبتلا شده و آنچه سروده مىشود پيرامون مطالب مبتذل و اوهام و افسانههاى عشقى مسمومكننده است ، دوران درخشان شعر سپرى شده ديگر ما آن
الغدير ( فارسى ) — صفحة 31
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣١