سيل وادىها را فرا گيرد . « 1 »
در قصيدهء ديگر او مذكور است :
- كى شمشيرها را خواهم ديد كه سيلى از خون ببارد كه خروشندهتر از سيل وادىها باشد . « 2 »
همو در قصيدهاى ديگر گويد :
- شادابى دلها از نسيم لطيف زندگانى به آب زلال كنارههاى مسيلها مىماند . « 3 »
وى نيز در قصيدهاى ديگر گويد :
- در هردشت و بيابانى كه لشكر را سوق مىدهى ، با قدرت و چابكى راهها و گردنههاى سخت را مىپيمايى .
- و سوارهها هميشه در كوهها و درّهها به سر مىبرند . « 4 »
مهيار ديلمى « 5 » ضمن قصيدهاى كه در تهنيت پيوند زناشويى نهروانى نوشته ، گويد :
- دو ستارهء سعد زهره و مشترى متّفق نشدند تا اينكه پيوند زناشويى ميان داماد و عروس در بهترين وادىها برقرار شد .
- پيوند داماد و عروس چونان اقتران آفتاب و ماه است و اگر يكى از آن دو از اين حد تنزّل مىكرد ، نكاح مطلوب نبود .
همو ضمن قصيدهاى كه به صاحب ابو القاسم نگاشته ، گويد :
- در هربزم شادمانى شنوندهء نوادرى از شعر من باش كه از بين رفتنى و نابودشدنى نيست .
- شعرى كه حامل ثنا و مدح است و از حيث معنى و حسن بيان و لطافت آنچنان سبكخيز است كه به چكادها صعود مىكند و در وادىهاى هموار فرود مىآيد . « 6 »
هامش
( 1 ) . ديوان الشريف الرضى : 1 / 205 .
( 2 ) . همان : 1 / 198 .
( 3 ) . همان : 1 / 194 .
( 4 ) . همان : 1 / 191 .
( 5 ) . يكى از شعراء غدير در قرن پنجم است كه شرح حالش در آنجا خواهد آمد .
( 6 ) . ديوان مهيار الديلمى : 1 / 199 .