از صفات ذاتيه است لاجرم از وجود اين شرائط به جمال كمال ولايت آراسته شوند .
مرسلين از آن روى كه اولياءاند نمىبيند آنچه مىبيند مگر از مشكات خاتم الاولياء و نسبت او عليه السلام به خاتم اولياء چون نسبت سائر اولياء و رسل است و چنان كه ابن عربى در فتوحات باب چهاردهم آورده است « روح محمدى صلّى اللّه عليه و آله » را در عالم مظاهر است و اكمل مظاهرش در قلب زمان و در افراد و در ختم ولايت محمديه است و در ختم ولايت عامه كه عيسى عليه السّلام است و . . . » « 1 »
نكته دوم : استاد حسنزادهء آملى در قالب ابيات ژرف و شيرين و دلنشين لطائف منطوى در امتياز مقام نبوت و رسالت و ولايت و تعامل و ترابط آنها را چنين ترسيم و تفسير كردهاند :
« ولىّ اسمى ز اسماى الهى است * كه او را دولت نامتناهى است
چه در دنيا در عقبى ولى است * لسان صدق يوسف نبى است
نبى نبود ز اسماى الهى * لذا آمد نبوت را تناهى
نبى است و ولى مشكوة و مصباح * ازين دو نور اشباح است و ارواح
چو در تو است باطن اسم ظاهر * يكايك را مقاماتى است باهر
به ظاهر تجليت آمد دثارت * به باطن تحليت باشد شعارت
نبى را اسم ظاهر هست حاكم * ولى را باطن حاكم هست دائم
نبى بايد ولى باشد ولى نه * كه مىشايد نبى باشد نبى نه
ز مشكوة است و از نور ولايت * هر آن فتحى كه پيش آيد برايت
جمال قلب تو از نور مشكوة * درخشد همچو از خورشيد مرآة
ولايت سارى اندر ماسوايست * كه آن فيض نخستين خدايست . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) . شرح فصوص الحكم خوارزمى ، ص 209 - 208 ، چاپ اول ، 77 ، دفتر تبليغات اسلامى قم .
( 2 ) . ديوان اشعار ، ص 271 - 272 ، چاپ اول ، انتشارات نشر فرهنگى رجاء ، 1364 ش ، تهران .