ولايت مطلقه مىباشد . » « 1 »
علماء در تعريف ولىّ فرمودند :
« الولّى هو العارف باللّه و صفاته حسب ما يمكن و المواظب على الطاعات و المجتنب من المعاصى المعرض عن الانهماك فى اللّذات و الشهوات » « 2 » چه اينكه ولى غير نبىّ كمالات معنوى و مقام ولايت را در اثر مجاهدهء با نفس و اجتهاد پوياى اخلاقى و سير و سلوك عرفانى و طى مدارج و معارج ملكوتى به دست مىآورد كه دو وجه ايجابى و سلبى دارد ايجابى آن بر واجبات و طاعات الهى و سلبى آن اجتناب و احتراز از محرمات و لذات مادى و شهوات و نفسانيات است چه اينكه هماره در مقام عبوديت قرار دارد كه شيخ شبسترى نيكو سرودهاند :
« ولىّ آنگه رسد كارش باتمام * كه باز آغاز گردد باز انجام
و اين شريعت محورى و اطاعت و تبعيتگرائى از اصول مهم نبوت تعريفى يا نيل و صيانت از مقام ولايت است چه اينكه اللهم أرنى الحق حقّا و ارزقنا اتباعه و ارنى الباطل باطلا و ارزقنا اجتنابه » و شاعر چه نيكو سروده است :
با همه قربى كه دارد با خدا * از رياضت نيست يكدم او جدا
زانكه هركو مقتداى راه شد * از بد و نيك جهان آگاه شد
گر نباشد در عمل ثابت قدم * چو رهاند خلق را از دست غم
مقتدا چون در رياضت قايم است * تابعش را ميل طاعت دايم است
زانكه باشد تابع اعمال پير * هر مريدى صادق از صدق ضمير
ديگر آنكه شأن حق بىغايت است * هر زمانش نوع ديگر آيت است
چونكه معروفست بىحدّ لاجرم * معرفت بىغايت آمد نيز هم
هامش
( 1 ) . سايه نور ، گزيده مقالات كنگرهء حكيم و عارف الهى آقا محمد رضا قمشهاى ، مهر 78 ، چاپ اصفهان ، ص 101 - 1027 ، مقالهء : حقيقت محمّديه از نظر حكيم قمشهاى - از دكتر مهدى دهباشى .
( 2 ) . شرح گلشن راز ، شيخ شبسترى ، شيخ محمد لاهيجى ، چاپ ششم ، ص 279 .