حق و واقع مىشود ، كه در اين صورت جا دارد كه سالم باشد ، و احتمال آن هست ، و يا اين است كه راه را عوضى مىرود كه در اين صورت راه بهشت را عوضى مىرود و هلاكتش قطعى است ، و اگر آدمى در دنيا ذليل و ضعيف باشد آسانتر است تا آنكه در دنيا رئيس و آبرومند بوده ولى در آخرت ذليل و ضعيف باشد ، از سوى ديگر كسى كه دنيا را بر آخرت ترجيح دهد هم در دنيا خاسر و زيانكار است ، و هم در آخرت ، چون دنيايش تمام مىشود ، و به آخرت هم نمىرسد .
ملائكه از حكمت او به شگفت آمده ، خداى رحمان نيز منطق او را نيكو دانست ، پس همين كه شام شد ، و در بستر خوابش آرميد ، خدا حكمت را بر او نازل كرد ، به طورى كه از فرق سر تا قدمش را پر كرد ، و او خود در خواب بود كه خدا پرده و جامعه اى از حكمت بر سراسر وجود او بپوشانيد .
لقمان از خواب بيدار شد ، در حالى كه قاضىترين مردم زمانش بود ، و در بين مردم مىآمد ، و به حكمت سخن مىگفت ، و حكمت خود را در بين مردم منتشر مىساخت .
سپس امام صادق ( ع ) فرمود : بعد از آنكه فرمان خلافت به او داده شد ، و او نپذيرفت ، خداى عز و جل ملائكه را فرمود تا داوود را به خلافت ندا دهند ، داوود پذيرفت بدون اينكه شرطى را كه لقمان كرده بود به زبان آورد پس خداى عز و جل خلافت در زمين را به او داد ، و چند مرتبه مبتلا به آزمايش شد ، و در هر دفعه پايش به طرف خطا لغزيد و خدا او را نگهدارى نموده و از آن انحرافش در گذشت .
لقمان بسيار بديدن داوود مىرفت ، و او را اندرز مىداد ، و مواعظ و حكمتها و علوم بسيار در اختيارش مىگذاشت ، و داوود همواره به او مىگفت : خوشا به حالت اى لقمان ، كه حكمت به تو داده شد ، و به بلاى خلافت هم گرفتار نگشتى ، و به داوود خلافت داده شد و به حكم و فتنه گرفتار آمد .
آن گاه امام صادق ( ع ) در ذيل آيه * ( « وَإِذْ قالَ لُقْمانُ لِابْنِه وَهُوَ يَعِظُه : يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّه ، إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ » ) * فرمود : لقمان پسرش « بآثار » را وقتى اندرز مىداد آن قدر كلماتش نافذ بود كه فرزندش در نهايت درجه تاثر قرار مىگرفت .
اى حماد از جمله مواعظى كه به فرزندش كرد يكى اين بود كه : اى پسرم ! تو از آن روزى كه به دنيا افتادى ، پشت به دنيا و رو به آخرت كردى ، و خانه اى كه دارى به طرف آن مىروى نزديكتر به تو است ، از خانه اى كه از آن دور مىشوى ، پسرم همواره با علما بنشين ، و با دو زانوى خود مزاحمشان شو ، ولى با آنان مجادله مكن ، كه اگر چنين كنى از تعليم تو