تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
* ( « وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ . . . » ) * « 1 » . مؤلف : اين روايت را الدر المنثور هم از جمع كثيرى از صاحبان كتب حديث از ابى امامه از رسول خدا ( ص ) روايت كرده است « 2 » . و نيز در همان كتاب است كه از امام صادق ( ع ) روايت شده كه آن جناب فرمود : لهو الحديث عبارت است از طعنه و استهزاى حق ، همان رفتارى كه ابو جهل و ياران او مىكردند ، و ابو جهل فرياد مىزد اى گروه قريش آيا مىخواهيد خبرتان دهم كه آن زقومى كه رفيقتان شما را از آن مىترساند چيست ؟ آن گاه مىفرستاد تا كره و خرما مىآوردند ، مىگفت : اين همان زقوم است كه او شما را از آن مىترساند ، امام صادق ( ع ) سپس فرمود : غنا نيز از مصاديق لهو الحديث است « 3 » . و در الدر المنثور است كه ابن ابى الدنيا ، از على بن الحسين ( ع ) روايت كرده كه فرمود : هيچ امتى كه در آن موسيقى باشد پاك و مقدس نشده و نمىشود « 4 » . و در تفسير قمى در روايت ابى الجارود از امام ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه در تفسير * ( « وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّه بِغَيْرِ عِلْمٍ » ) * فرمود : اين شخص نضر بن حارث بن علقمة بن كلدة ، يك نفر از بنى عبد الدار بن قصى است ، و اين نضر مردى دانا و داراى روايات و احاديث تاريخى بود ، و اشعار مردم را نيز مىدانست ، آيه شريفه او را ملامت كرده كه دنبال احاديث لغو مىرود ، ولى وقتى آيات ما بر او خوانده مىشود رو مىگرداند « 5 » . و نيز در همان كتاب از پدرش از حسين بن خالد روايت كرده كه گفت از ابو الحسن حضرت رضا ( ع ) پرسيدم معناى آيه « وَالسَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ » چيست ؟ حضرت انگشتان خود را مشبك نموده فرمود : آسمان اين طور محبوك به زمين است ، پرسيدم چطور محبوك به زمين است ، با اينكه خداى تعالى مىفرمايد : * ( « خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها » ) * ؟ فرمود : سبحان اللَّه مگر نفرموده * ( « بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها » ؟ ) * عرض كردم : بله ، فرمود : پس معلوم مىشود ستونى هست ولى آن را نمىبينيد « 6 » .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 313 . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 159 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 313 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 160 . ( 5 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 161 . ( 6 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 328 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 318 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى