ديگرى درشتتر بود ، و در سينه لكه سفيدى داشت كه برص نبود ، و چون خداى تعالى جور و عداوت مردم را ديد و ديد كه از اوامرش سرپيچى مىكنند ، ادريس را به آسمان ششم برد ، و اينكه در قرآن فرموده : * ( « وَرَفَعْناه مَكاناً عَلِيًّا » ) * اشاره به همين است « 1 » .
مؤلف : هيچ نقاد با بصيرت شك نمىكند در اينكه اين روايات از اسرائيلياتى است كه دست جعالان حديث آن را در ميان روايات ما وارد كرده است ، براى اينكه با هيچ يك از موازين علمى و اصول مسلم دين سازگارى ندارد .
3 - ادريس ( ع ) « هرمس » نيز نام داشته ، زيرا قفطى در كتاب اخبار العلماء باخبار الحكماء ، در شرح حال ادريس مىگويد : حكماء در محل ولادت و منشا و استاد ادريس قبل از نبوتش اختلاف كردهاند ، فرقه اى گفتهاند : در مصر به دنيا آمد ، و او را « هرمس الهرامسه » ناميدند ، و مولدش در « منف » بوده ، و نيز گفتهاند كه : كلمه هرمس عربى ارميس يونانى است ، و ارميس به زبان يونانى به معناى عطارد است . بعضى ديگر گفتهاند : نام او به زبان يونانى طرميس و به زبان عبرى خنوخ بود كه معرب آن اخنوخ شده ، و خداى عز و جل او را در كتاب عربى مبينش ادريس ناميده .
همين صاحب نظران گفتهاند : نام معلمش غوثاذيمون بوده ، بعضى گفتهاند :
اغثاذيمون مصرى بوده ، ولى نگفتهاند كه اين شخص چكاره بوده است ، فقط گفتهاند :
اغثاذيمون يكى از انبياى يونانيان و مصريان بود ، و نيز او را اورين دوم خواندهاند ، و ادريس نزد ايشان اورين سوم بوده ، و معناى كلمه « غوثاذيمون » خوشبخت است ، آن وقت گفتهاند :
هرمس از مصر بيرون گفته و همه زمين را گردش كرد و دوباره به مصر برگشت ، و خداوند در مصر او را بالا برد ، و در آن روز هشتاد و دو سال از عمرش گذشته بود .
فرقه ديگرى گفتهاند كه : ادريس در بابل به دنيا آمده و نشو و نما كرد ، و او در اول عمرش از شيث بن آدم كه جد جد پدرش بود درس گرفت ، چون ادريس پسر يا رد ، و او پسر مهلائيل ، و او پسر قينان ، و او پسر انوش ، و او پسر شيث است ، شهرستانى گفته : اغثاذيمون همان شيث است .
و چون ادريس بزرگ شد ، خداوند او را به افتخار نبوت مفتخر ساخت ، پس مفسدين از بنى آدم را از مخالفت با شريعت آدم و شيث نهى مىكرد اندكى اطاعتش كردند اما بيشتر مردم مخالفتش نمودهاند ، پس تصميم گرفت از ميان آنان كوچ كند ، آنان را كه اطاعتش
هامش
( 1 ) مستدرك .