تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
ترجمه آيات در اين كتاب مريم را ياد كن آن دم كه در مكانى در طرف شرقى مسجد از كسان خود كناره گرفت ( 16 ) . در مقابل آنان پرده اى آويخت ، پس ما روح خود را نزد او فرستاديم كه به صورت انسانى تمام عيار بر او مجسم گشت ( 17 ) . ( مريم همين كه او را بديد بترسيد و ) گفت : اگر مردى پرهيزكارى ( كنايه از اينكه بايد پرهيزكار باشى ) من از سوء قصد تو به خداى رحمان پناه مىبرم ( 18 ) . گفت : من فرستاده پروردگار توام تا پسرى پاكيزه به تو عطا كنم ( 19 ) . گفت : چگونه مرا پسرى تواند شد با اينكه انسانى به من دست نزده و من خود زناكار نبوده‌ام ( 20 ) . گفت : پروردگار تو چنين است . فرموده اين بر من آسان است تا آن را براى مردم از جانب خويش آيتى و رحمتى كنيم و كارى است مقرر شده ( 21 ) . پس به او حامله شد ، و با وى در مكانى دور گوشه گرفت ( 22 ) . درد زائيدن او را به سوى تنه نخل برد ، گفت : اى كاش قبل از اين مرده بودم يا چيزى حقير بودم و فراموشم كرده بودند ( 23 ) . پس وى را از طرف پائين ندا داد : غم مخور كه پروردگارت جلوى تو نهرى جارى ساخت ( 24 ) . تنه درخت را سوى خود تكان بده كه خرماى تازه بر تو بيفكند ( 25 ) . بخور و بنوش و چشمت روشن دار ، اگر از آدميان كسى را ديدى بگو من براى خدا روزه « كلام » نذر كرده‌ام پس امروز با بشرى سخن نمىگويم ( 26 ) . مولود را كه در بغل گرفته بود نزد كسان خود آورد ، گفتند اى مريم حقا كه چيزى شگفتانگيز آورده اى ( 27 ) .