باشد ، و لذا هيچ وقت نمىگويند : « ابد ، چند سال » به خلاف « امد » كه به معناى مدت زمانى است كه محدود باشد ، اگر حدش در كلام آمده باشد كه معين خواهد بود ، ولى اگر به طور مطلق ذكر شده باشد زمان محدودى است كه حدش مجهول است . و فرق ميان امد و زمان اين است كه امد به اعتبار آخر زمان و نهايت آن به كار مىرود ولى زمان عام است ، هم در ابتداى مدت استعمال مىشود و هم در آخر آن ، و به همين جهت است كه بعضى از علماى لغت گفتهاند « مدى » و « امد » قريب المعنايند « 1 » .
مراد از اينكه فرمود « لنعلم - تا بدانيم » آن معناى معروف اين كلمه نيست تا كسى بگويد مگر خدا هم جاهل است ، بلكه به معناى علم فعلى است . و علم فعلى عبارت است از حضور معلوم و ظهورش با وجود مخصوص به خودش در نزد خداى سبحان و در قرآن كريم علم به اين معنا زياد آمده ، مانند آيه « لِيَعْلَمَ اللَّه مَنْ يَنْصُرُه وَرُسُلَه بِالْغَيْبِ » « 2 » و آيه « لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ » « 3 » .
برگشت توجيه بعضى « 4 » از مفسرين هم كه گفتهاند معناى « لنعلم » عبارت است از :
« تا معلوم خود را اظهار كنيم » به همين معنايى است كه ما كرديم .
و جمله * ( « لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى . . . » ) * تعليل براى بعث است ، و لام آن لام غايت و مراد از « دو حزب » دو طائفه از اصحاب كهف است كه با هم اختلاف كردند يكى پرسيد * ( « كَمْ لَبِثْتُمْ » ) * ديگرى پاسخ داد : * ( « لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ » ) * گفتند پروردگارتان بهتر مىداند كه چقدر خوابيديد .
جمله * ( « وَكَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَسائَلُوا بَيْنَهُمْ » ) * كه در آيات بعدى است همين معنا را تاييد مىكند كه غرض از به خواب كردن اصحاب كهف همين بوده كه وقتى بيدار مىشوند اختلاف كنند و معلوم شود آيا به ذهن فردى از آنان مىرسد كه چقدر خوابيدهاند ، يا نه ؟ .
و اما اين احتمال كه بعضى « 5 » دادهاند كه منظور از « دو حزب » « دو طائفه از مردم بودهاند كه در باره خواب اصحاب كهف اختلاف كردهاند ، كفار به خطا نظر مىدادند ، و مؤمنين به صواب ، خدا خود اصحاب كهف را بيدار كرد تا حق مطلب را بگويند ، و معلوم شود كه كدام طائفه خطا كردهاند » معناى بعيدى است .
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « امد » .
( 2 ) سوره حديد ، آيه 25 .
( 3 ) سوره جن ، آيه 28 .
( 4 و 5 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 452 .