خداى تبارك و تعالى فرموده : من بهترين شريكم ، هر كس در عمل خويش كسى را شريك من كند من آن را قبول نمىكنم ، مگر آنچه را كه خالص براى من آورده باشد « 1 » .
عياشى مىگويد : در روايت ديگرى از آن جناب آمده ، كه خداى تعالى فرموده : من بهترين شريكم ، هر كس عملى را هم براى من و هم براى غير من بجا آورد آن عمل مال آن كسى است كه وى با من شريكش كرده « 2 » .
و در الدر المنثور است كه احمد و ابن ابى الدنيا و ابن مردويه و حاكم ( وى حديث را صحيح دانسته ) و بيهقى از شداد بن اوس روايت كردهاند كه گفت : من از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه فرمود : هر كس نماز بخواند و رياء كند شرك كرده و هر كه روزه بگيرد و رياء كند شرك ورزيده و هر كه صدقه دهد و رياء كند شرك ورزيده آن گاه اين آيه را خواند :
* ( « فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّه . . . » ) * « 3 » .
و در تفسير عياشى « 4 » از زراره و حمران از امام باقر و امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمودند : اگر بنده اى عملى كند كه با آن رحمت خدا و خانه آخرت را طلب كند آن گاه رضاى احدى از مردم را هم در آن دخالت دهد مشرك است .
مؤلف : روايات در اين باب از طرق شيعه و اهل سنت آن قدر زياد است كه نمىتوان شمرد . و البته مراد از شرك در آنها شرك خفى است كه با اصل ايمان منافات ندارد بلكه با كمال آن منافى است هم چنان كه خداى تعالى فرموده : « وَما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّه إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ » « 5 » پس آيه شريفه با باطن خود شامل شرك خفى مىشود نه به ظاهرش .
و در الدر المنثور است كه طبرانى و ابن مردويه از ابى حكيم روايت كردهاند كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : اگر از قرآن غير از آيه آخر سوره كهف بر من نازل نشده بود همان يك آيه براى امت من كافى بود « 6 » .
مؤلف : وجه اين روايت در سابق گذشت .
هامش
( 1 و 2 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 353 .
( 3 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 256 .
( 4 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 353 .
( 5 ) ايمان به خدا نمىآورند مگر آنكه بيشترشان مشركند . سوره يوسف ، آيه 106 .
( 6 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 257 .