احتمالى كه در سابق در معناى رحمت گذشت - عطف تفسير بر جمله * ( « آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً » ) * خواهد بود ، و بنا بر احتمال دوم درخواست ديگرى غير درخواست رحمت خواهد شد .
* ( « فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً » ) * .
زمخشرى در تفسير كشاف خود گفته : يعنى پرده اى بر آن غار زديم تا ديگر گوشهايشان صداهاى خارج را نشنود و از خواب بيدار نگردند . و به عبارت ديگر : خواب سنگينى بر آنان مسلط كرديم كه هيچ صدايى بيدارشان نكند هم چنان كه اشخاصى كه سنگين خواب هستند همينطورند ، هر چه بيخ گوششان فرياد بزنى بيدار نمىگردند ، بنا بر اين ، مفعول « ضربنا » كه همان حجاب باشد در كلام حذف شده هم چنان كه در عبارت معروف : « فلان بنى على امرأته » مفعول « بنى » حذف شده ، و نمىگويند چه بنا كرد ، چون مقصود معلوم است ، همه مىدانند كه اطاقى بنا كرد « 1 » .
و در مجمع البيان گفته : معناى * ( « فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ » ) * اين است كه ما خواب را بر گوشهاى آنان مسلط كرديم ، و اين تعبير نهايت درجه فصاحت را دارد ، هم چنان كه مىگويند :
« ضربه اللَّه بالفالج » يعنى خدا او را مبتلاى به فلج كرد . قطرب گفته : اين تعبير نظير تعبير عرب است كه مىگويد : « ضرب الامير على يد فلان » و منظور از اين تعبير اين است كه امير دست فلانى را از فلان كار كوتاه نمود . اسود بن يعفر كه مردى نابينا بود گفته است :
و من الحوادث لا ابا لك اننى
ضربت على الارض بالاسداد
يعنى : از حوادث بىپدر ! از حوادث روزگار اينكه من بر زمين زدم ( يعنى جايى نمىروم ) .
آن گاه قطرب اضافه كرده كه اين از تعابير فصيح قرآنى است كه به طور زيرنويسى نمىشود ترجمه اش كرد . اين بود كلام صاحب مجمع البيان « 2 » .
اين معنايى كه وى براى جمله مورد بحث كرده از معناى زمخشرى بليغتر است .
البته معناى سومى هم مىتوان كرد ، هر چند مفسرين آن را نگفتهاند و آن اين است كه مقصود از زدن بر گوش اشاره به آن رفتارى باشد كه زنان هنگام خواباندن بچه هاى خود انجام مىدهند ، و آن اين است كه يا با كف دست و يا با سر انگشت به گوش بچه آرام مىزنند تا حواسش از همه جا جمع شده در يك جا متمركز شود ، و به اين وسيله خوابش ببرد ، پس جمله مذكور كنايه از اين است كه خداى تعالى با شفقت و مدارا آنان را به خواب برد
هامش
( 1 ) تفسير كشاف ، ج 2 ، ص 705 .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 451 .