و موازين باستانشناسى دلالت مىكرده بر اينكه قطعات مذكور قسمتى از يك كشتىاى بوده كه حجم آن بالغ بر دو ثلث حجم كشتى « كوئين مارى » انگليسى بوده و كشتى كوئين مارى هزار و نوزده پا طول و صد و هجده پا عرض داشته ، چوبهاى مزبور را از تركيه به سانفرانسيسكو بردند تا در پيرامون آن تحقيق به عمل آوردند و ببينند آيا با اعتقادى كه صاحبان اديان در باره كشتى نوح ( ع ) دارند تطبيق مىكند يا خير .
8 - عمر طولانى نوح ( ع )
قرآن كريم دلالت دارد بر اينكه نوح ( ع ) عمرى بس دراز داشته و ( تنها قبل از حادثه طوفان و بعد از بعثتش ) نهصد و پنجاه سال قوم خود را به سوى خداى سبحان دعوت مىكرده ولى بعضى « 1 » از دانشمندان اين معنا را بعيد دانسته و گفتهاند كه : عمر انسانها اغلب از صد سال ، و حد اكثر از صد و بيست سال تجاوز نمىكند حتى بعضى از آنان گفتهاند كه : در قديم هر يك ماه را يك سال مىناميدند و در نتيجه هزار سال منهاى پنجاه سال قرآن بر اين حساب معادل هشتاد سال منهاى ده ماه مىشود ليكن توجيه اين آقايان بسيار بعيد است ( زيرا سابقه ندارد كه مردمى و قومى يك ماه را يك سال بنامند ) .
بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : طول عمر نوح ( ع ) روى جريان عادى و طبيعى نبوده بلكه ( مانند ساير معجزات ) جنبه خارق عادت داشته ، ثعلبى در قصص الانبياء در خصائص نوح گفته : وى از همه انبياء بيشتر عمر كرده و به همين جهت او را اكبر الانبياء و شيخ المرسلين مىگفتهاند و خداى تعالى معجزه او را همين طول عمر او قرار داده بود ، چون آن جناب هزار سال عمر كرده بود در حالى كه نه يك دندان از دست داده بود و نه هيچ يك از قواى بدنى خود را .
ليكن حق مطلب اين است كه تا به امروز هيچ دليلى اقامه نشده بر اينكه ممكن نيست انسان با عمر اين چنين طولانى زندگى كند ، بلكه آنچه به اعتبار عقلى نزديكتر است اين است كه انسانهاى اولى عمرى بسيار زيادتر از عمر طبيعى انسانهاى امروز داشتهاند براى اينكه زندگى آنان زندگانى ساده ، و غم و اندوهشان بسيار كم و قهرا بيماريهايشان نيز محدود بوده ، و اين همه انواع بيمارى كه امروز گريبانگير بشر شده نداشتند و همچنين ساير عواملى كه ويرانگر زندگى آدمى است در آنها وجود نداشته دليل بر اين هم كه بساطت و سادگى زندگى و نداشتن
هامش
( 1 و 2 ) تفسير المنار ، ج 12 ، ص 103 ، ط بيروت .