تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
خداى تعالى سپس تصميم ابراهيم را براى سفر به سرزمين مقدس و درخواست اولاد صالح ، چنين ذكر مىكند : « فَأَرادُوا بِه كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الأَسْفَلِينَ ، وَقالَ إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي سَيَهْدِينِ ، رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ » « 1 » سپس داستان سفر كردن و اولاددار شدنش را ذكر كرده و مىفرمايد : « وَأَرادُوا بِه كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الأَخْسَرِينَ ، وَنَجَّيْناه وَلُوطاً إِلَى الأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها لِلْعالَمِينَ ، وَوَهَبْنا لَه إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ نافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ » « 2 » و نيز مىفرمايد : « فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه وَهَبْنا لَه إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّا جَعَلْنا نَبِيًّا » « 3 » . سپس خداوند تعالى دعايى را كه ابراهيم در آخر عمرش كرده يعنى بعد از آنكه به ارض مقدس مهاجرت نمود و صاحب اولاد شد و اسماعيل را به مكه آورد و آن شهر و خانه خدا را بنا نهاد ، چنين ذكر مىكند : « وَإِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الأَصْنامَ » - تا آنجا كه عرض مىكند - « رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقِيمُوا الصَّلاةَ » - تا آنجا كه عرض مىكند - « الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَإِسْحاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ » - تا آنجا كه عرض مىكند - « رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ » « 4 » .
هامش
( 1 ) پس خواستند به او مكر و حيله اى بكنند ، ما آنان را پائينتر قرار داديم ، و ( ابراهيم ) گفت : به درستى كه من به سوى خداى خود مىروم او مرا رهبرى مىكند پروردگارا از فرزندان صالح براى من بخشش كن . سوره صافات آيه 100 ( 2 ) خواستند در باره او كيد و مكر به كار ببرند كه ما آنان را زيانكارتر قرار داديم و نجات داديم او را و لوط را به سوى زمينى كه براى همگان ، آنجا را با بركت نموده‌ايم و موهبت كرديم به او اسحاق را ، و يعقوب را نيز اضافه كرديم و همه آنان را صالح قرار داديم . سوره انبيا آيه 72 ( 3 ) پس وقتى كه از آنان و از آنچه مىپرستيدند ، كناره گيرى كرد ، به او اسحاق و يعقوب را داديم و همه شان را پيغمبر نموديم . سوره مريم آيه 49 ( 4 ) و به ياد آور وقتى را كه ابراهيم گفت : پروردگارا اين شهر را داراى امن قرار ده و مرا و فرزندان مرا از پرستش بتها دور كن - تا آنجا كه مىگويد - پروردگارا ! من ذريه خود را در يك بيابان بى كشت و زرع نزد خانه محترم تو مسكن دادم ، پروردگارا ، براى اينكه نماز را بر پا كنند - تا آنجا كه مىگويد - سپاس خداى را كه در پيرى ، اسماعيل و اسحاق را به من داد تحقيقا پروردگار من شنواى دعا است - تا آنجا كه مىگويد - پروردگارا مرا و پدر و مادر مرا و مؤمنان را در روزى كه حساب بر پا مىشود بيامرز . سوره ابراهيم آيه 41