تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
( ع ) را براى نوشتن آن احضار فرمود . خباب مىگويد در همه اين گفت و شنودها ، ما در گوشه اى خزيده بوديم كه ناگاه حالت وحى به آن جناب دست داد و جبرئيل اين آيه را نازل كرد : * ( « وَلا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَالْعَشِيِّ ) * » - تا آنجا كه مىفرمايد - « * ( فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِه الرَّحْمَةَ » ) * وقتى آيه نازل شد رسول خدا ( ص ) كاغذ را از دست خود انداخت و ما را نزديك خود خواند ، در حالى كه مىگفت : * ( « سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِه الرَّحْمَةَ » ) * ، از آن پس هميشه در خدمتش مىنشستيم ، و از آن جناب جدا نمىشديم مگر اينكه ايشان برخاسته تشريف مىبردند ، خداى تعالى اين آيه را نازل كرد : « وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَه . . . » خباب سپس گفت : رسول خدا از آن پس با ما مىنشست ، و ليكن ما وقتى احساس مىكرديم كه موقع برخاستن آن جناب شده برخاسته و مىرفتيم ، و آن جناب هم برخاسته و تشريف مىبرد . « 1 »
مؤلف : اين روايت را صاحب مجمع البيان از سلمان و خباب نقل نموده ، و نظير اين سه روايتى كه گذشت روايات ديگرى است ، و با مراجعه به آنچه كه در اول سوره گذشت كه گفتيم روايات دال بر اينكه اين سوره يك دفعه نازل شده ، بسيار زياد و مستفيض است ، و همچنين با تامل و دقت در سياق آيات ترديدى در اين باقى نخواهد ماند كه در اين روايات آن معنايى كه ما اسمش را تطبيق مىگذاريم به كار رفته . « 2 » توضيح اينكه اصحاب رسول خدا ( ص ) چون بعضى از آيات را قابل انطباق با بعضى از داستانها و وقايع دوران زندگى آن جناب مىديدند ، همان حادثه را سبب نزول آيه مىشمرده‌اند . البته منظورشان اين نبوده است كه بگويند فلان آيه تنها به خاطر فلان حادثه نازل شده و با ذكر آن داستان شبهاتى را كه عارض بر آيه شده است ، رفع نمايند ، بلكه منظورشان اين بوده است كه اگر شبهه اى در حدوث فلان حادثه و يا اشباه و نظائر آن هست ، با ذكر آيه ، آن شبهه بر طرف شود . شاهد اين معنا همين سه روايتى است كه در شان نزول آيه * ( « وَلا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ . . . » ) * وارد شده ، زيرا به طورى كه ملاحظه مىكنيد اين سه روايت ، در عين اينكه هر كدام داستان مخصوصى را نقل مىكنند در عين حال هر سه يك غرض را ايفا مىنمايند ،
هامش
( 1 ) الدر المنثور ج 3 ص 13 ( 2 ) مجمع البيان ج 3 ص 72 ط بيروت .