تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
اولين كسى بود كه به حبشه هجرت كرد ، زنى زاهده و فاضله و دين دار و خردمند بود ، بعد از آنكه همسرش از دنيا رفت رسول خدا ( ص ) به اين جهت با او ازدواج كرد كه زنى پير و داراى ايتام بود و نمىتوانست يتيمان خود را اداره كند . و ازدواجش با « صفيه » دختر « حى بن اخطب » بزرگ يهوديان بنى النضير به اين علت صورت گرفت كه پدرش ابن اخطب در جنگ بنى النضير كشته شد و شوهرش در جنگ خيبر به دست مسلمانان به قتل رسيده بود و در همين جنگ در بين اسيران قرار گرفته بود ، رسول خدا ( ص ) او را آزاد كرد و سپس به ازدواج خودش در آورد ، تا به اين وسيله هم او را از ذلت اسارت حفظ كرده باشد و هم داماد يهوديان شده باشد . و يهود به اين خاطر دست از توطئه عليه او بردارند . و سبب ازدواجش با « جويريه » كه نام اصليش « برة » و دختر « حارث » بزرگ يهوديان بنى المصطلق بود ، بدين جهت بود كه در جنگ بنى المصطلق مسلمانان دويست خانه وار از زنان و كودكان قبيله را اسير گرفته بودند ، رسول خدا ( ص ) با جويريه ازدواج كرد تا با همه آنان خويشاوند شود ، مسلمانان چون اوضاع را چنين ديدند گفتند : همه اينها خويشاوندان رسول خدا ( ص ) هستند و سزاوار نيست اسير شوند ، ناگزير همه را آزاد كردند و مردان بنى المصطلق نيز چون اين رفتار را بديدند تا آخرين نفر مسلمان شده و به مسلمين پيوستند و در نتيجه جمعيت بسيار زيادى به نيروى اسلام اضافه شد و اين عمل رسول خدا ( ص ) و آن عكس العمل قبيله بنى المصطلق اثر خوبى در دل عرب به جاى گذاشت . و ازدواجش با « ميمونه » كه نامش « بره » و دختر « حارث هلاليه » بود ، به اين خاطر بود كه وى بعد از مرگ شوهر دومش ابى رهم پسر عبد العزى ، خود را به رسول خدا ( ص ) بخشيد تا كنيز او باشد ، رسول خدا ( ص ) - در برابر اين اظهار محبت او را آزاد كرد و با او ازدواج نمود و اين بعد از نزول آيه اى بود كه در اين باره نازل شد . و سبب ازدواجش با « ام حبيبه » ( رمله ) دختر « ابى سفيان » اين بود كه وقتى با همسرش عبيد اللَّه بن جحش در دومين بار به حبشه مهاجرت نمود ، شوهرش در آنجا به دين نصرانيت در آمد و خود او در دين اسلام ثبات قدم به خرج داد . و اين عملى است كه بايد از ناحيه اسلام قدردانى بشود ، از سوى ديگر پدرش از سر سختترين دشمنان اسلام بود و همواره براى جنگيدن با مسلمين لشكر جمع مىكرد ، رسول خدا ( ص ) با او ازدواج كرد تا هم از عمل نيكش قدردانى شود ، و هم پدر او دست از دشمنى با او بردارد و هم خود او از خطر