اخبار سهگانه را نقل نموده است .
روضه الواعظين . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : مراقب باشيد تا آخرين لحظات زندگى حسن ظن به خدا را از دست ندهيد كه او بهاى بهشت است و از كتب ديگر نقل شده از حضرت صادق عليه السّلام كه در زمان موسى بن عمران عليه السّلام دو نفر زندانى و محبوس شدند پس از مدتى كه بيرون آمدند يكى از آنها سيمين و فربه شده بود ولى ديگرى لاغر و ضعيف .
موسى بن عمران به آن فربه گفت در اثر چه عاملى چنين سيمين و فربه و خندان و خوشحالى گفت در اثر حسن ظن به خدا . به ديگرى گفت چه شده است كه اين چنين ناراحت و نحيف و لاغر گشتهاى ؟ گفت از جهت خوف و ترس از خدا . موسى بن عمران عليه السّلام دست بسوى آسمان دراز نموده و عرضه داشت : پروردگارا تو گفتار هر دو را شنيدى ميخواهم بدانم كدام يك از اين دو نفر در نزد تو بهتر است . وحى شد بموسى آن كس كه داراى حسن ظن به من است .
66 - عدهاى از اصحاب . . . از اسحاق بن عمار از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود : در زمان بنى اسرائيل سلطانى بود كه اكثر كارهاى خود را با قاضى در ميان ميگذاشت روزى به قاضى گفت : ميخواهم كسى را كه كاملا مورد اعتماد باشد به من معرفى كنى كه ماموريت مهمى به او بدهم . قاضى كه خود برادرى داشت كه از هر جهت مرد صحيح و درستى بود و همسرش از فرزندان انبياء بود . به آن پادشاه گفت من امينتر از برادر خود كسى را نمىبينم . سلطان برادر قاضى را احضار كرد و آن ماموريت را به او پيشنهاد نمود ولى او امتناع كرد و ببرادر خود گفت من از اينكه همسر محترم خود را تنها بگذارم ناراحتم . قاضى اصرار كرد و سوگند ياد كرد كه از همسرش مراقبت نمايد تا در نتيجه ناچار شد و ماموريت را پذيرفت . و بقاضى گفت برادر من از تمام متعلقات خود فقط به چيزى كه اهميت فراوانى مىدهم موضوع همسر من است . انتظار دارم كه تو در غياب من كمال مراقبت را از او نموده و هر رقم كه نيازى كه داشته باشد تامين نمائى قاضى گفت البته انجام مىدهم خيالت راحت باشد . مرد بانجام ماموريت رهسپار شد ولى همسرش با آن مسافرت موافق نبود . پس از حركت او قاضى مرتب خود شخصا مىآمد و احتياجات زن را تأمين مينمود . تدريجا غريزه جنسى او تحريك شد تا بالاخره خواسته خود را به آن زن پيشنهاد كرد ولى زن با كمال استقامت خواسته او را رد كرد . قاضى گفت به خدا سوگند اگر حاضر نشوى من بپادشاه ميگويم همسر برادر من زنا كرده و تو را متهم خواهم ساخت . زن گفت هر چه ميخواهى بكن محال است من تو را در اين امر شنيع اجابت نمايم . قاضى نزد شاه رفت و گفت :
همسرم برادرم زنا كرده و پيش از من ثابت شده است . سلطان گفت حال كه چنين شده تو
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى) — صفحة 405
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٠٥