تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
و نسبت سماحت و جود به كف دست ، از اين جهت است كه عطا و بخشش بوسيله دست ظاهر مىشود و كفّين دو دست به منظور مبالغه است و يا منظور پرداخت حقوق واجبه و صدقات مستحبه است . النّقىّ الطّرفين يعنى فرج خود را از حرام و تجاوز بناموس ديگران و موارد شبهه و زبان را از دروغ و ناسزا و تهمت و فحش و غيبت و معاصى ديگر و سخنان بيفائده بازداشته و پاكيزه كند و يا منظور فرجين باشد و يا مقصود از طرفين فرج و دهان را از حرام و شبهه باز دارد و يا منظور از طرفين يعنى از طرف پدر و مادر پاك و بزرگوار و اصيل باشد البته معناى اول بهتر است . در نهايه طرفا لانسان دو طرف و دو جهت انسان لسانه و ذكره زبان و فرج او و منه لا يدرى اىّ طرفيه اطول هم زبانش دراز است و هم پائين شكمش بىبند و بار است و ما ادرى اىّ طرفيه اسرع نفهميدم كدام طرفش سريعتر است كنايه از اينكه هم مرض تهوع و استفراغ دارد و هم مرض اسهال كه هر دو طرف بالا و پائين با سرعت كار مىكند . و معناى سوم ( فرج و دهان ) هم خوب است چون در حديثى است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : بيشترى چيزهائى كه موجب رفتن دوزخ مىشود . دو سوراخ است . گفتند : يا رسول اللَّه آن دو چيست ؟ فرمود : فرج و دهان . و نيز در اخبارى كه در موضوع مهلكات و موجبات هلاكت و شقاوت وارد شده شهوت شكم و پائين‌تر از شكم قرين هم و رديف يك ديگر ذكر شده است و در معانى الاخبار از حضرت نقل شده كه فرمود : هر كس ضامن شود كه حفظ كند آنچه بين دو فك او است ( زبان ) يا دهان و آنچه ما بين دو پاى او است من هم براى او بهشت را ضامن ميشوم و خيلى از علماء اين روايت را به معناى دهان و فرج معنا نموده‌اند و صدوق مرحوم گفته منظور زبان و فرج است و اسباب بلاها و گرفتاريها از اين دو عضو سرچشمه ميگيرد . البرّ بوالديه يعنى آن كس كه به پدر و مادر احسان و نيكى كرده و مطيع آنان بوده و در صدد تامين خواسته‌هاى آنان باشد . و لا يلجئ عياله الى غيره يعنى با اينكه قدرت تأمين هزينه عيالات خود را دارد آنها را مضطر و مجبور به اين نكند كه از ديگران تقاضاى كمك كنند الجأته اليه و لجأته با همزه يعنى او را مضطر و مجبورش ساختم . 21 - كافى حسين بن محمد . . . از مردى از بنى هاشم كه گفت قال : چهار خصلت است كه هر كس داراى آنها باشد اسلامش كامل است و اگر چه از فرق سر تا پايش خطا و گناه باشد لم تنقصه نقصى وارد نميشود - صدق و راستى - حياء و شرم - خوش خلقى شكر و سپاسگزارى . بيان - مقصود از مرد هاشمى حضرت صادق عليه السّلام است . و از جهت تقيه شديد و اختناقى