تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
ايمنى بنمايد و اگر حالت خوف و ترس غالب و زياد باشد موجب ياس و نااميدى از رحمت حق ميگردد كه نتيجه‌اش هلاكت و شقاوت است كه خداوند متعال فرموده :
لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ
. جز كافران هيچ كس از رحمت حق مايوس و نااميد نميگردد . و گفته شد كه مستحب و خوب است كه انسان در حال صحت و سلامت خوف و ترس بيشترى داشته باشد ولى اواخر عمر رجاء و اميدش بيشتر باشد تا خدا را در بهترين حالتى كه خدا آن حالت را دوست دارد ملاقات كند كه همان حالت رجاء و اميد است چون خداوند متعال رحمان و رحيم است و رجاء و اميد را دوست دارد . و نيز گفته شده كه نتيجه و ثمره خوف و ترس خوددارى از گناهان است و چون در اواخر عمر دواعى گناه قهرا كم مىشود لذا سزاوار است در آن هنگام رجاء و اميد زياد باشد . و بعضى از بزرگان گفته‌اند كه خوف و ترس خود از فضائل و كمالات نفسانى عقلى در جهان آخرت نيست فقط در اين عالم مطلوب است كه از اثر آن حالت انسان از گناهان دور شده و به انجام عبادت و طاعت وادار شود و اما در آن هنگام كه مرگ انسان نزديك مىشود و مهياى خروج از اين عالم است حالت خوف نتيجه و ثمره‌اى ندارد ولى حالت رجاء و اميد هميشه باقى و ابدى است و تا قيامت بلكه در آن عالم هم ادامه دارد چون بهر مقدار از رحمت و لطف خدا كه نائل مىشود باز هم چشم اميد و طمع در آنچه كه از طرف خدا است بيشتر ميگردد كه خزائن جود و خير و كرم و رحمت حق نهايت ندارد نه پايان ميپذيرد و نه نقص و كمبود دارد پس معلوم شد كه خوف حالتى است موقت و فقط در اين عالم ولى رجاء و اميد حالتى است ابدى كه هيچ انقطاع و مدت معينى ندارد ( تمام شد حرف اين پايان ) . ولى حق مطلب اين است كه بنده تا وقتى كه در عالم تكليف و در اين جهان است بايد هم داراى خوف و هم داراى رجاء باشد و پس از ورود در آن جهان و ديدن امور اخروى بالاخره يكى از اين دو حالت بر او حكمفرما خواهد شد و اين بستگى دارد كه پس از مردن چه ببيند و در چه حالى قرار گيرد . 2 - كافى محمد بن حسن . . . اسحاق بن عمار گويد حضرت صادق عليه السّلام فرمود : اى اسحاق خف اللَّه كأنّك تراه و ان كنت لا تراه فانّه يراك و ان كنت ترى انّه لا يراك فقد كفرت و ان كنت تعلم انّه يراك ثمّ برزت له بالمعصية فقد جعلته من اهون النّاظرين عليك . اى اسحاق از خدا بترس طورى كه دارى ميبينى خدا را كه اگر تو او را نمىبينى قطعا او تو را مىبيند . اگر خيال كنى كه او تو را نميبيند قطعا كافرشده‌اى و اگر ميدانى و معتقدى كه او تو را مىبيند و با اين حال معصيت او را ميكنى پس تو خداوند را بىارزشترين بينندگان ميدانى .