توضيح رويت و ديدن گاهى ببينش و ديدن چشم سر گفته مىشود كه البته اكثر موارد رويت همين ديدن با چشم ظاهرى است و گاهى ببينش و ديدن قلبى گفته مىشود كه منظور انكشاف و روشن بودن كامل آن چيز است در نظر انسان . در اين حديث شريف معناى اول كه همان ديدن ظاهرى باشد مناسبتر است . يعنى از خدا بترس مانند كسى كه خدا را با اين چشم فرضا ميبيند و مشاهده مىكند گر چه اين موضوع محال و ممتنع است .
و ممكن است منظور معناى دوم باشد به اين ترتيب كه مخاطب امام ( اسحاق ) چون از آن افراد و انسانهاى كامل كه خدا را با چشم دل در كمال روشنى درك نموده و مىبينند نيست و به اين مرتبه بلند و عالى نرسيده چون اين درجه و مقام مخصوص انبياء و اوصيا است لذا حضرت فرمود
كأنّك تراه
مثل اينكه تو خدا را با چشم دل ميبينى و اين مرتبه عين اليقين است كه عاليترين مراتب و درجات سير و سلوك است . و اين جمله كه فرمود (
فان لم تكن تراه
) يعنى اكنون كه تو به اين مرتبه عين اليقين و كشف و ظهور تام و كامل نرسيدهاى پس متوجه و متذكر اين مطلب باش كه او تو را هميشه مىبيند و تو دائما اين توجه را داشته باش و اين مقام و مرحله مراقبت است كه يكى از مراحل سير و سلوك است در علم اخلاق خداوند متعال در سوره نساء 1 فرمود :
أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ
إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً
آن خداوندى كه به تمام كارهاى هر كس واقف و بينا است قطعا و مسلما خداوند مراقب شما و كارهاى شما است . و مراقبت يعنى توجه داشتن انسان برقيب و نگهبان خود و نتيجه مراقبت تذكر و توجه به اين است كه خداوند بر تمامى اعمال و رفتار انسان مطلع و آگاه است و به تمام رازها و اسرار قلبى و خاطرات دل دانا و بينا است .
و هنگامى كه اين علم و درك در دل انسان جا گرفت همين درك و شعور حالت مراقبت به او ميدهد و نتيجه اين حالت اين مىشود كه از خوف و ترس و از جهت حياء و شرم معاصى و گناهان را ترك كرده و هميشه مواظب اطاعت و خدمت او است و اين جمله كه فرمود :
و ان كنت ترى
اگر معتقد باشى كه او تو را مىبيند باز هم معصيت او را ميكنى . . . تعليم راه مراقبت است كه با اين طريق حالت مراقبت ملكه قلبى و حالت ثابتى مىشود كه موجب ترك معصيت ميگردد . و البته اين مطلب كه حكم بكفر ارباب معصيت شده
فقد كفرت
اشكال بزرگى دارد ( يعنى لازمهاش اين است كه اكثر مردم را كه بگناه آلودهاند كافر بدانيم ) و دفع اين اشكال فقط از راه اعتماد و اتكال بلطف و كرم خداوندى امكان پذير است . و از اين حديث استفاده مىشود كه ايمان واقعى و حقيقى با اصرار و ادامه گناه منافات دارد و جمع نميشود كما اينكه قبلا به اين مطلب اشاره شده است .
ثم برزت له بالمعصية
يعنى با اين حال باز معصيت كنى و يا از براز و مبارزه باشد