يادآور مىشود تا انسان برحمتش اميدوار و از عذابش ترسان باشد ( خوف و رجاء ) .
يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ
. توصيف حال منافقان را مينمايد در جنگ احد گفته شده يعنى گمانهاى غير واقع و غير حقيقى كه سزاوار حق نيست در باره خدا مينمايند و
ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ
بدل است از كلمه
غَيْرَ الْحَقِّ
و اين گمان مال ملت جاهليه و اهل جهل و نادانى است - اقول و اين آيه دلالت دارد بر اينكه سوء ظن به خدا و مأيوس بودن از رحمت حق حرام است .
إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ
يعنى آن كس كه مسلمانان را از بازگشت بجنگ كفار و تعقيب آنها پس از غزوه احد باز ميدارد و ميترساند از طرف شيطان و وساوس او است .
كه آن شخص نعيم بن مسعود بود كه مسلمين را ميترسانيد
وَ خافُونِ
. از مخالفت اوامر من بترسيد
إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
چون اقتضاء و لازمه ايمان به حق اينست كه انسان ترس از خدا را بر تمام ترسهاى مردمى مقدم بدارد
وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ
و شما آن رحمت و نصرتى كه از حق اميدواريد اين اميد را كفار ندارند و اين آيه دلالت دارد بر فضيلت رجاء و اينكه اين از صفات اهل ايمان است .
قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخافُونَ
كه از خدا ترس داشتند و داراى تقوا و پرهيز بودند كه اين آيه هم دلالت بر فضيلت خوف دارد .
أَ لَمْ تَعْلَمْ
آيا نميدانى كه آسمانها و زمين از آن خدا است خطاب بپيغمبر و يا بهر انسان است و در اين آيه تهديد و نويد هر دو جمع است .
فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ
گفته شده اين نهى متوجه قضات و حكام و فرمانروايان است كه در حكومت و قضاوت خود از غير خدا خوف و ترسى نداشته باشند
وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلى رَبِّهِمْ
و هشدار بده به قرآن يا به خدا آنان را كه از شدائد و هول حشر در قيامت ميترسند و گفته شده
يَخافُونَ
يعنى يعلمون علم و ايمان بحشر دارند و حضرت صادق عليه السّلام فرموده يعنى با قرآن هشدار ده كسانى را كه اميد وصول به پروردگار و ميل به آنچه نزد خدا است دارند كه از راهنمائى قرآن استفاده كنند كه قرآن قرآن شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است -
لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ
جز خدا ولى و شفيعى نيست .
لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
. تا اين هشدار باعث خوف و ترس آنها شده و در نتيجه از مناهى و محرمات خوددارى نمايند .
وَ كَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ
من از اين بتها كه آنها را شريك خدا ساختهايد چرا بترسم كه هيچ زيان و ضررى در دست آنها نيست .
وَ لا تَخافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ
با اينكه خداوند سزاوار است كه از او به تمام معنا ترسيد چون اين بتپرستى شما شريك قرار دادن مخلوق است با خالق و صانع و برابر دانستن مقدور ناتوان با قادرى كه سود و زيان در دست او است سلطانا يعنى بدون حجت و برهان . حاصل مطلب اينكه كفر و گناه و خطا مورد