6 - « الصّراط السّوى » شيخانى مدنى ، صفحه 93 ( خطى ) .
7 - « جوهرة الكلام » صفحه 120
بمطلب زير ، توجه فرمائيد ! :
حافظ - جمال الدين زرندى - در كتاب « نظم الدّرر » ، صفحه 215 ، از هلال بن خباب « 1 » ، حديثى آورده ، كه من گمان ميكنم صورت ديگرى از آن سوگوارى است .
( جمال الدّين ) ميگويد :
« و در روايت هلال بن خباب آمده : كه جبرئيل ، نزد پيامبر ( صلى اللّه عليه - و سلم ) بود . حسن و حسين ، بنزد وى آمدند ، و بر پشت آن جناب ، پريدند ، پيامبر ( صلى اللّه عليه و سلم ) بمادرشان فرمود :
چرا اين بچهها را مشغول نميكنى ؟ ! .
مادرشان ، بچهها را گرفت . ( ولى چيزى نگذشت كه ) از دست وى ، رها شده ، و دوباره آمدند و بدوش آن جناب پريدند . حضرت ، آن دو را گرفت و در دامن خود نشاند .
جبرئيل گفت :
محمّد ! بگمانم اين دو را ، دوست ميدارى ؟ !
فرمود : چگونه دوست نداشته باشم ، با اينكه اين دو ، ريحانهء منند از زندگانى دنيا !
هامش
( 1 ) - هلال بن خباب عبدى ، ابو العلاء بصرى است ، كه در مدائن ميزيسته ، و همانجا در سال 144 وفات كرده است . احمد - امام حنبلىها - ميگويد :
« وى شيخى است ، ثقة . »
و همچنين « ابن معين » ، « يعقوب بن سفيان » ، « يحيى قطان » و ديگران ، او را توثيق كردهاند .
حديثى كه نقل كرده ، مرسل است . و او از « حسن بن محمد بن حنفيه » - كه از رجال روايتى « صحاح ست » است - از « محمد بن حنفيه » - كه او نيز از رجال « صحاح ست » است - از ام سلمه ( ام المؤمنين ) نقل مىكند .