كف دست ميگرفتم ، خنك ميكردم و از شدّت حرارتش ميكاستم ، تا بتوانم هنگام سجده ، پيشانى بر آن نهم . »
آنگاه - بيهقى - ميگويد :
« شيخ ، گفته :
اگر سجده بر لباس تن جايز بود ، بر لباس ، سجده ميكردند .
زيرا اين ، آسانتر است از اينكه ريگها را دست بدست بگردانند و خنك كنند و باللّه التوفيق »
( در اين باره ، بكتابهاى زير ، مراجعه شود : )
مسند احمد ، جلد 1 ، صفحه 327
السنن الكبرى ، جلد 2 ، صفحه 105
8 - « انس بن مالك » ميگويد :
« ما ، در شدّت گرما با رسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) ، نماز ميخوانديم . يكى از ما ، سنگريزهها را در دست ميگرفت ، وقتى خنك ميشد ، به زمين ميگذاشت و بر آن سجده ميكرد . »
( السنن الكبرى ، جلد 2 ، صفحه 106 )
9 - « خباب بن ارت » ميگويد :
« برسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) ، شكايت برديم كه ريگهاى داغ ، دستها و پيشانى ما را ميسوزاند . حضرت ، توّجهى بشكايت ما نكرد . »
( در اين باره ، بكتابهاى زير ، مراجعه شود : )
السنن الكبرى ، جلد 2 ، صفحه 105 ، 107
نيل الاوطار ، جلد 2 ، صفحه 268
10 - « عمر بن خطّاب » ميگويد :
« شبى باران آمد . بامداد ، براى نماز صبح ، بيرون شديم . مردم - كه از مسيل ، عبور ميكردند . - سنگريزهها را برميداشتند و در جيب خود ميگذاشتند ، براى
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٣٤