5 - « رفاعة بن رافع » بطور مرفوع ، آورده :
« آنگاه ، ( نمازگذار ، ) تكبير ميگويد و به سجده ميرود ، و پيشانى را بر زمين ميگذارد تا مفاصل بدنش آرام گيرد . »
« ثم يكبّر فيسجد فيمّكن جبهته من الارض حتى تطمئّن مفاصله و تستوى »
اين روايت را - بيهقى - در « السنن الكبرى » جلد 2 ، صفحه 102 آورده است .
6 - از « ابن عباس » ، « انس » و « بريدة » باسناد صحيح ، نقل شده كه :
« سه چيز ، از جفاكارى است :
الف - پاك نمودن پيشانى از خاك ، قبل از تمام شدن نمازش . . . »
« ثلاثة من الجفاء : يمسح جبهته قبل ان يفرغ من صلاته »
و در روايت - واثلة بن اسقع - آمده كه :
« انسان ، نبايد پيشانى خود را از خاك بزدايد ، تا نمازش تمام شود . »
« لا يمسح الرجل جبهته من التراب حتى يفرغ من الصلاة « 1 » »
7 - « جابر بن عبد اللّه » ميگويد :
« من ، با رسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) ، نماز ميخواندم . مشتى ريگ بر ميگرفتم و آنها را در دست خود ، خنك ميكردم و از شدّت حرارتشان ميكاستم ، تا بتوانم بر آن ، سجده كنم . »
و در روايت - احمد - آمده :
« با رسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) ، نماز ظهر ميخوانديم . من ، مشتى ريگ برداشتم و آن را از شدّت گرما ، از اين دست به آن دست كردم تا خنك شد . آنگاه ، بر آن ، سجده كردم . »
و در عبارت حديث - بيهقى - آمده :
« با رسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) ، نماز ظهر ميخواندم ، مشتى ريگ ، در
هامش
( 1 ) - « بزاز » و « طبرانى » اين روايت را نقل كردهاند .
بكتاب - مجمع الزوائد - صفحه 83 و 84 ، مراجعه شود .