« و اين بيت شعر را از اشعار قديمى ميدانند ، و گويندهاش شناخته نشده است :
أترجو امّة قتلت حسينا * شفاعة جدّه يوم الحساب « 1 »
و مردم ، دربارهء - حسين - زياد گريه كردند . »
و حافظ - ابن عساكر - در « تاريخ الشّام » جلد 4 ، صفحه 340 ، اين حديث را از « امّ الكتاب » - كه كتابى است خطّى و نسخهاى از آن ، نزد ما است - نقل كرده است .
و حافظ - عراقى - در كتاب « طرح التثريب » جلد 1 ، صفحه 42 ، اين حديث را از - احمد - آورده ، و در ذيل آن دارد كه - عمّار - گفته است :
« ما ، تاريخ گذاشتيم و ديديم كه در همانروز ، - حسين - كشته شد . »
ابو القاسم طلحى اصفهانى ، آن را در « سير السلف » - كه ما نسخهء آن را در كتابخانهء « دانشگاه عليگره هند » ديديم - ايراد كرده است .
و ابو السعادات - ابن اثير - آن را در كتاب « اسد الغابه » جلد 2 ، صفحه 22 ، و همچنين در كتاب « المختار من مناقب الاخيار » آورده است .
و - جمال الدين زرندى - آن را در كتاب « نظم الدرر » صفحه 217 ، از طريق - احمد - و بعبارت او آورده .
سپس ميگويد :
« و در روايتى دارد :
ابن عباس ، در خواب قيلوله بود ، وقتى بيدار شد ، ميگفت :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ !
خانوادهاش مضطرب شدند و گفتند :
اين چه كاريست ؟ ترا چه شده ؟ !
گفت :
پيامبر ( صلى اللّه عليه و سلم ) را بخواب ديدم - در حالى كه چيزى از زمين برميداشت - گفتم :
هامش
( 1 ) - ترجمهء فارسى اين بيت ، در صفحه 105 گذشت ( مترجم )