« نسائى » ، « ابن خرّاش » ، « ابن سعد » ، « ابن قانع » و ديگران ، توثيقش كردهاند .
و - ابو حاتم - گفته :
« سليمان ، كمتر بمشايخ ، اطمينان حاصل ميكرد . و اگر از شيخى روايتى نقل كند ، بايد مطمئن بود كه آنشيخ ، ثقه است . »
اين روايت را نيز - حافظ طبرانى - در جزء سوّم « المعجم الكبير » از دو طريق زير آورده است :
1 - از على بن عبد العزيز ، و ابو مسلم ، و هر دو از حجّاج بن منهال .
2 - از يوسف قاضى ، از سليمان بن حرب .
( حجّاج و سليمان ) از حمّاد بن سلمه ، بسند و عبارت فوق .
و - حافظ بيهقى - آن را در « دلائل النبوّة » ، از ابو الحسن ، على بن محمد مقرى از حسن بن محمد بن اسحاق ، از يوسف بن يعقوب ، از سليمان بن حرب ، بسند و عبارت فوق ، نقل كرده است .
و نيز در باب - رؤية النّبى فى المنام - گفته :
« ابو الحسن ، على بن احمد بن عبدان ، از احمد بن عبيد صفّار ، از بشر بن موسى اسدى ، از حسن بن موسى اشيب ، از حماد ، بسند و عبارت فوق ، روايت كرده است . »
و - حاكم - در « المستدرك » جلد 4 ، صفحه 397 ، آن را از ابو بكر ، محمد بن احمد بن بالويه ، از بشر بن موسى اسدى ، از حسن بن موسى اشيب ، از حماد بن سلمه بسند و عبارت فوق ، آورده و گفته است :
« اين حديث ، شرائطى را كه - مسلم - براى صحّت حديث ، قائل است ، دارا بوده ، لكن - بخارى و مسلم - آن را نقل نكردهاند . »
و حافظ - خطيب - در « تاريخ بغداد » جلد 1 ، صفحه 142 ، آن را باسناد خود از حماد بن سلمة ، به همان سند و عبارت آورده است .
و حافظ - ابو عمر - در كتاب « الاستيعاب » جلد 1 ، صفحه 144 ، آن را از طريق - حافظ ، ابو بكر بن ابى شيبه - از عفّان بن مسلم ، بسند و عبارت مزبور نقل كرده ، آنگاه ميگويد :
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٠٠