اين روايت را حافظ - ابن عساكر - در « تاريخ الشام » ، از ابو غالب بن بناء ، از ابو الغنائم بن مأمون ، از ابو القاسم بن حنانة ، از ابو القاسم بغوى ، از يوسف بن موسى قطّان ، از محمد بن عبيد ، باسناد بالا و عبارت حديث طبرانى ، نقل كرده است .
و نيز - ابن عساكر - اين حديث را از ابو المظفر قشيرى ، از ابو سعيد جنزرودى ، از ابو عمرو بن حمدان .
و بطريق ديگر ، از ابو سهل ، محمد بن ابراهيم ، از ابراهيم بن منصور ، از ابو بكر بن مقرى ، نقل كرده كه :
اين دو نفر ( ابو بكر ، و ابو عمرو ) ، از ابو يعلى ، از ابو خيثمه ، باسناد و عبارت ابو خيثمه ، كه در بالا ذكر شد ، نقل كردهاند .
و نيز - ابن عساكر - اين حديث را از ابو على حسن بن مظفر ، از ابو محمد جوهرى .
و بطريق ديگر ، از ابو القاسم بن حصين ، از ابو على تميمى نقل كرده كه :
ايندو نفر ( تميمى و جوهرى ) از احمد بن جعفر ، از عبد اللّه بن احمد بن حنبل ، از پدرش ، باسناد و عبارت احمد بن حنبل ، نقل كرده است .
و نيز - ابن عساكر - اين حديث را از ابو بكر ، محمد بن عبد الباقى ، از حسن ابن على ، از محمد بن عباس ، از احمد بن معروف ، از حسين بن فهم ، از محمد بن سعد ، باسناد و عبارت محمد بن سعد ، نقل كرده است .
و فقيه - ابن المغازلى - در كتاب « المناقب » از طريق ابو عبد اللّه ، محمد بن حسين زعفرانى واسطى ، از ابن نجى ، از پدرش ، آن را روايت كرده و در صدر آنچنين دارد :
« صبرا صبرا ابا عبد اللّه ، صبرا ابا عبد اللّه ، بشط الفرات »
راوى ميگويد ؛ عرض كردم :
« اين ابا عبد اللّه كيست ؟ »
فرمود : « . . .