تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
عبيد ، باسناد - احمد - و عين عبارت او ، نقل كرده است . و حافظ - طبرانى - هم ، در جزء اول « المعجم الكبير » ، از محمد بن عبد اللّه حضرمى « 1 » از ابو بكر بن ابى شيبه ، به همان اسناد ، آن را روايت كرده ، لكن عبارت حديث وى ، چنين است : « او با - على - رضى اللّه عنه ، به سفر رفت ، وقتى على ، برابر نينوا قرار گرفت ، فرمود : يا ابا عبد اللّه ! - در ( كنار ) شط فرات - شكيبائى ! . يا ابا عبد اللّه ! شكيبائى ! گفتم : مطلب چيست ؟ . فرمود : روزى برسولخدا ( صلى اللّه عليه ) وارد شدم ، ديدم ديدگانش اشك مىبارد . عرض كردم : يا رسول اللّه ! آيا كسى ترا بغضب درآورده ! ؟ چرا ديدگانت را اشكبار مىبينم ؟ فرمود : جبرئيل عليه السلام ، از نزد من برخاست ( برود ) ، اين خبر را به من داد كه : امّت من ، فرزندم - حسين - را ميكشند ! . آنگاه به من گفت : آيا ميخواهى از تربت او به تو نشان دهم ؟ گفتم : آرى دست خود دراز كرد و مشتى ( از آنخاك ) برداشت . وقتى من آنخاك را ديدم ، بىاختيار ، اشك چشمم سرازير شد ! . »
هامش
( 1 ) - ابو جعفر كوفى ، معروف به - مطين - كه در سال 297 وفات كرده است . - دارقطنى - درباره‌اش گفته : « وى ، موّثق و كوهى از علم بود . » و گروهى دگر ، در كتب رجال ، او را ستوده‌اند .