تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
حافظ بغدادى ، شرحش را ذكر نموده و گفته : « ثقه بود . » - ابن جزرى - در « الطبقات » گفته : « بزرگوار ، عارف ، حاذق ، مرجع ، ثقه و در مرحلهء نهائى ضبط و تحرير بوده است . » 2 - سليم بن منصور بن عمار ، ابو الحسن مروزى ، ساكن بغداد . - حافظ - در « تاريخ بغداد » ، شرح حالش را آورده و بعد از آنكه مشايخ او را برشمرده ، از - ابن ابى حاتم - نقل كرده كه : « پدرم از او ، روايت ميكرد ، من وضع او را از پدرم پرسيدم و گفتم : اهل بغداد ، درباره‌اش حرفها ميزنند . گفت : ساكت شو ، از - ابن ابى الثلج - دربارهء او جويا شدم و گفتم : ميگويند او ، رواياتش را در سنين كودكى از - ابن عليّه - گرفته . ( ابن ابى الثّلج ) در پاسخم گفت : نه ، سليم بن منصور ، از ما بزرگتر بود . » همين گفتگو ، خود اشاره بوثاقت ، صحّت حديث او و راستگوئيش دارد . 3 - منصور بن عامر بن كثير ، ابو السرى سلمى ، واعظ ساكن بغداد ، صاحب مواعظ . - حافظ خطيب - در « تاريخ بغداد » در شرح حال او تفصيلا سخن گفته است . و از آن جمله ميگويد : « وى ، بمصر آمد و در آنجا براى مردم ، داستان ميگفت - ليث بن سعد - سخنان او را شنيد . فصاحت و داستانهاى او ، ويرا خوش آمد . » آنگاه مينويسد : « ليث ، به او گفت : فلانى ! چه باعث شد كه به شهر ما بيائى ؟