شب ديجور ، بشما ، رو ميآورد .
هرگاه رسولانى ميرفتند ، رسولان ديگر ، جايگزين ميشدند ، تا آنجا كه چهرهء واقعى نبوت ، دگرگون شد و به صورت سلطنت درآمد .
خداوند ، رحمت كند كسى را كه نبوّت را بدرستى دريافت كند و بصدق و سلامت ، از عهدهء آن برآيد .
اى معاذ ! نگهدار و بشمار . »
معاذ ، ميگويد :
« آنحضرت ، هنگاميكه در شمردن ، به پنجمى رسيد ، فرمود :
يزيد ، خداوند در - يزيد - بركت قرار ندهد .
آنگاه ، چشمانش پر از اشك شد ، و فرمود :
خبر شهادت - حسين - را به من دادند و تربت ( قتلگاه ) او را برايم آوردند . و به من خبر دادند كه قاتلش كيست . سوگند بآنخدائى كه جانم بدست او است ! مردميكه - حسين - در بين آنها كشته مىشود و آنها از كشته شدنش جلوگيرى نكنند ، خداوند ، بين صدور و قلوبشان ، اختلاف ميافكند ، و اشرارشان را بر آنها مسلّط ميگرداند و آنانرا دچار تفرقه ميسازد .
آنگاه فرمود :
آه و افسوس بر - آل محمد ! - چه مصيبتى كه از جانب خليفهء انتصابى عياش شهوتپرست ، به - دردانههاى آل محمد - رو ميآورد . فرزند من و فرزندانش را ميكشد ! . »
* * * اسناد اول ، اسناد خوب و بىعيبى است ، و ميتوان در اين مقام ، به آن احتجاج كرد . اينك رجال آن :
1 - حسن بن عباس بن ابى مهران رازى ، ابو على مقرى ، معروف به - الجمال - بغدادى ، كه در سال 287 وفات كرده است .
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٧٤