آن قصيده اينست :
« أخّلاي هذا ليوم عيد مؤّكد * و فيه بدى طير السرود يغرد »
« دوستان ! امروز عيد ثابت استواريست ، در اين روز ، مرغان خوشآواز ، بنغمهسرائى پديدار شدند . »
« ولاحت به الأفراح من كل جانب * و راحت به الأشعار تتلى و تنشد »
« امروز ، سرود و شادى از هر طرف روى آورده ، و بدانجهت ، چكامه سروده و خوانده مىشود . »
« و هبّ نسيم الكون فيه معطّرا * و شعّ به نور العلا يتوّقد »
« امروز ، نسيم هستى ، با بوى خوش ميوزد * و نور عظمت و بزرگى ، فروزان گرديده است . »
« و ألوية الأقبال و البشر حلّقت * ترفرف في جوّ المعالي و تصعد »
« پرچمهاى بشارت و كاميابى ، حلقهوار ، گرد آمده است . و در فضاى شرف و بزرگى ، بالا رفته و در اهتزاز است . »
« و حلّت على الفوعا و كلّ ربوعها * من البركات الغرّما لا تحدد »
« و بركات درخشانى به شهر - فوعه - و كوى و برزنش ، فرود آمد ، كه براى آن ، حدى نشايد . »
« بمقدم من في الكون زينة عصره * و من هو في كلّ الفضائل أوحد »
« اينهمه ، بواسطهء قدوم كسى است كه در عالم هستى ، زينت عصر خود ، و در تمام فضائل ، يگانهء دورانست »
« و آية دين اللّه و العلم الذي * يؤّم لحل المشكلات و يقصد »
« و آيت دين خدا است ، و شاخصى است كه در حلّ مشكلات ، همه بسويش ميشتابند . »
« و نبراس هذا العصر في العلم و الهدى * و ذو الفضل في الدنيا الذي ليس يجحد »
« در دانش و رهبرى ، چراغ زمانست .
و در اين روزگار ، كسى را ياراى انكار فضلش نيست . »