دينى در جوامع اسلامى نگشت ، بلكه خود مشكلات بيشمارى را پديد آورد . آراء تند او باعث ناخرسندى اغلب مسلمانان شده و واكنشهايى در رد آراء او نگاشتند و پدر و برادرش كه خود از عالمان نامدار عصر بودند به مخالفت با انديشههاى او برخاستند و هرچه زمان گذشت جدايى و شكاف بين جريان وهابيت و عموم مسلمين بيشتر شد . زيرا از نظر اين آيين كارهايى كه غالب مسلمانان بهعنوان مناسك دينى انجام مىدهند شركآميز و كفرآلود است . با اينكه دين اسلام ، شعار وحدت سر داده و قرآن به همهء مسلمانان دستور مىدهد تا از تفرقه و جدايى بپرهيزند :
وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
« 1 » ، ترجمه :
« از راههاى گوناگون پيروى نكنيد كه شما را از راه خدا پراكنده مىسازد ، اينهاست آنچه خداوند شما را
هامش
( 1 ) . انعام ، 153 .