روى منبرها و پس از اذان ، جلوگيرى بهعمل مىآوردند تا جايى كه وقتى كه يك مرد صالحى كه نابينا هم بود و اذان مىگفت بر پيامبر درود فرستاد پس از اذان او را نزد محمدبن عبدالوهاب آوردند و او فرمان قتل آن مرد مؤذن را صادر كرد و او را كشتند . اگر مىخواستيم از كارهاى ايشان براى تو خوانندهء گرامى به تفصيل سخن بگوييم ، بايستى دفترها را پر مىساختيم ولى همين مقدار كافى است و خداوند پاك و برتر به حقايق امور آگاهتر است .
پايان
فتنه وهابيت ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: أحمد زيني دحلان
ص٦٤