و تو اگر در اين آيات و اخبارى كه ما نقل كرديم تدبر كنى - گرچه آنچه را كه باقى گذاشتيم و نگفتيم بيش از آن چيزى است كه گفتهايم - و اگر اشارات را از عبارات بگيرى و دريابى از اخبار و حالات عارفان ، شگفتىهايى بينى كه دست عبارت و توصيف از دامن آنها كوتاه است . و اللّه الهادى و المستعان .
و در اينجا رشتهء سخن را كوتاه مىكنيم و خدا را بر توفيق به پايان بردن كتاب ، ستايش مىكنيم و بر سرور خود محمد صلّى اللّه عليه و آله و خاندانش عليهم السّلام درود و تحيت مىفرستيم .
هامش
-دست يكديگر زيارت مىكنند * و ز لب هم بوسه غارت مىكنند
كر شد اين گوشم ز بانگ آه آه * از حنين و نعرهء واحسرتاه
اين اشارتهاست گويم از نغول * ليك مىترسم ز آزار رسول
همچنين مىگفت سرمست و خراب * داد پيغمبر گريبانش بتاب
گفت هين ، دركش كه اسبت گرم شد * عكس حق لا يستحى زد شرم شد
آينهء تو جست بيرون از غلاف * آينه و ميزان كجا گويد خلافمثنوى معنوى ، دفتر اول ، صص 154 و 155 . - م .