سنتهاى كيش هندوى بودند . با نوشتن انواع شرح و تفسير در توسعهء اين كيش مىكوشيدند . اما بدان علت كه معمولا از پشتيبانى دربار بىبهره بودند چندان موفقيتى نداشتند . بودند هندوهايى مانند چاىتانيا « 1 » در بنگال و « اولياى » ماراتائى « 2 » در مغرب كه نهضتهاى مذهبى مردمى به راه انداختند .
نهضتهايى كه به علت شرايط و متقضيات روز به جز در محدودهء محلى توفيقى نيافتند . در ميان مسلمانان ، قشر علما ، نقش انديشمندان برجستهء شهرى را بر عهده داشتند كه يا به كار قضاوت مشغول بودند و يا به تدريس الاهيات . اسلام در حال پيشرفت بود و پيروانى تازه پيدا مىكرد اما نه به وسيلهء علما بلكه در اثر مساعى واعظان دورهگرد كه معمولا با اسامى صوفى « 3 » يا پير « 4 » شناخته مىشدند . اينان گاهى يكجانشين مىشدند مانند نظام الدين « 5 » اولياء در دهلى كه خانقاه او به صورت پناهگاه و سرانجام زيارتگاه همگان درآمد .
هنوز به زندگى دربارهاى پرزورق و برق ولى سست بنياد دربار سلاطين مسلمان و شاه هندوى ويجاياناگار نپرداختهايم . به رغم آشفتگى عمومى ، اين دربارها با رونق و فعال مىنمودند . هر يك از سلطاننشينهاى مسلمان ايالات ، در سدههاى پانزدهم و شانزدهم ، به برپا كردن بناهاى رفيع و شكوهمندى دست زدند كه امروز بخشى از گنجينهء عظيم هنرى هند است .
در شمال استادكاران هندى و معماران مسلمان دست در دست يكديگر گذاردند تا مكتب معمارى يكتاى هندى - اسلامى را آفريدند . در دكن بر گور يكى از سلاطين ، گنبدى چنان عظيم بنا كردند كه فقط گنبد سنت پترز « 6 » در روم اندكى از آن بزرگتر است . اين بناهاى باشكوه در شهرهاى كوچك و آرامى چون جوانپور « 7 » و كلبرگا « 8 » و بيجاپور « 9 » و يا شهرهاى بزرگ و امروزى مانند اگرا و
هامش
( 1 ) .Chaitanya( 2 ) .Maratha( 3 ) .Sufis( 4 ) .Pirs( 5 ) .Nizamad - din( 6 ) .St Peters( 7 ) .Jaunpur( 8 ) .Kulbarga( 9 ) .Bijapur