كه بين اين دو شهر برقرار بود وجود نداشت . اما رفتار اهالى آتن با رفتار اهالى سيباريس به كلى متفاوت بود .
آتنيان ثابت كردند كه تسخير ملط بوضعى توصيف ناپذير آنانرا ناراحت كرده است . يكى از دلائل متعددى كه در اين مورد وجود دارد چنين است : وقتى فرينيكوس « 1 » نمايشنامه بزرگ خود را درباره تسخير ملط « 2 » تصنيف و اجراء كرد تمام كسانى كه در آن نمايش حضور داشتند گريستند و او را بخاطر آنكه يادبود يك مصيبت ملى را زنده كرده است هزار درهم جريمه كردند و نمايش آن نمايشنامه را بر همه كس منع كردند .
22 - بدين ترتيب ديگر هيچيك از اهالى ملط در آن شهر باقى نماند . در ساموس ، آنان كه مختصر اموالى داشتنه رفتار فرماندهان نظامى خود را در مقابل مادها نپسنديدند و بلافاصله بعد از جنگ دريائى شوراى مشورتى تشكيل دادند و بىآنكه منتظر شوند تا خود ناظر ورود اآكس مستبد به آن سرزمين گردند تصميم گرفتند بجاى آنكه در ساموس بمانند و اسير مادها و اآكس گردند براى ايجاد يك مهاجرنشين جديد از آن سرزمين كوچ كنند . اتفاقا در همان موقع ساكنان زانكله « 3 » در سيسيل نمايندگانى
هامش
( 1 ) - فرينيكوس( Phrynichos )از تراژدىنويسان معروف يونان باستان كه در قرن پنج قبل از ميلاد ميزيست و به علت قدرت قلم شهرتى فراوان داشت .
( 2 ) - نمايشنامه « تسخير ملط » در سال 492 قبل از ميلاد يعنى دو سال پس از سقوط شهر ملط در آتن نمايش داده شد و منجر به واقعهاى گرديد كه هردوت بدان اشاره كرده است . با اينكه نمايشنويسى در يونان معمول بود يونانيان به تجديد خاطره مصائب تاريخ خود چندان علاقمند نبودند . از اينجهت ملاحظه مىشود كه در همان حال كه اهالى آتن فرينيكوس را بخاطر نمايشنامه باشكوهى كه درباره سقوط ملط نوشته بود جريمه ميكردند و اجراى نمايشنامه او را در آتن قدغن ميكردند براى نمايشنامهاى كه سوفوكل براى مجسم كردن خاطرات پيروزى يونانيان بر پارسها تحت عنوان « پارسها » تهيه و اجرا كرده بود كف ميزدند و شادى ميكردند .
( 3 ) - زانكله( Zankle )در منتهى اليه شمالى جزيره سيسيل در نزديكى دماغهاى كه امروز پلور( Pelore )نام دارد .