بگفته آنها توجهى نكردند . اهالى كيو آنان را به لوبوس « 1 » منتقل كردند و اهالى لوبوس نيز آنانرا به دوريسك « 2 » فرستادند و از آنجا از راه زمين بسوى پئونى رهسپار شدند .
99 - وقتى بيست كشتى بهمراه پنج كشتى ديگر كه هريك سه رديف پاروزن داشتند و ارترىها « 3 » فرستاده بودند از راه رسيدند و ديگر متحدين نيز جمع شدند آريستاگوراس به لشكركشى به سارد دست زد . ارترىها آن پنج كشتى را نه براى منتگذارى بر اهالى آتن بلكه براى حقشناسى نسبت به اهالى ملط فرستاده بودند . ( زيرا در گذشته اهالى ملط در جنگ ارترى بر ضد كالسى بكمك ارترىها شتافته بودند در حالى كه در همان جنگ ساموسىها دوشبدوش اهالى كالسى با ارترىها و اهالى ملط جنگيده بودند ) . آريستاگوراس خود فرماندهى اين سپاه را به عهده نگرفت . وى خود در ملط بماند و فرماندهى ملطىها را به برادر خود كاروپينوس « 4 » و شخص ديگرى بنام هرموفانت « 5 » سپرد .
100 - وقتى يونىها بكمك نيروى دريائى به افز « 6 » رسيدند ، كشتىها را در كورسوس « 7 » واقع در سرزمين افز گذاردند و خود با تعداد زيادى سپاهى راه داخل خشكى را
هامش
( 1 ) - لوبوس( Lesbos )از جزاير مجمع الجزاير يونان در درياى اژه كه پايتخت آن ميتىلن( Mytelene )يكى از بنادر معروف و با رونق دنياى باستان بود .
( 2 ) - دوريسك( Dorisque )در ساحل تراكيه در مغرب رود ابر( Hebre )( هردوت - جلد هفتم - بند 59 )
( 3 ) - ارترى( Erctrie )از شهرهاى قديم جزيره اوبه( Eubee )واقع در سواحل شرقى يونان كه در شورش شهرهاى يونانىنشين آسيا در زمان داريوش نقش مهمى به عهده داشت و تعدادى كشتى و تجهيزات براى شورشيان ارسال كرد و به همين جهت بمجازات اين كمك بدست سربازان داريوش فتح شد .
( 4 ) -Charopinos( 5 ) -Hermophante( 6 ) - افز( Ephese )از مهاجرنشينهاى معروف يونان در ساحل آسياى صغير و در نزديكى ازمير در كنار درياى اژه
( 7 ) -Koressos