تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
120 - در همان حال كه آنان به مشورت سرگرم بودند تعدادى از اهالى ملط و متحدين آنها كه براى كمك به آنان آمده بودند از راه رسيدند . ورود اين قواى كمكى موجب شد كه كاريها نقشه قبلى خود را كنار گذارند و بار ديگر بخت خود را در جنگ آزمايش كنند . پس به مقابله پارس‌ها كه بدنبال آنان آمده بودند شتافتند و شكستى بمراتب سخت‌تر از شكست اول متحمل شدند . تعداد كلى كشته‌شدگان رقمى بزرگ بود و تلفات ملطىها نيز مخصوصا قابل ملاحظه بود . 121 - اما كاريها بعد از اين شكست نيز قواى خود را جمع كردند و بار ديگر بجنگ مشغول شدند ، و چون اطلاع يافته بودند كه پارس‌ها خود را براى حمله به شهرهاى آنان آماده ميكنند بر سر راه پداسوس « 1 » كمين كردند . پارس‌ها هنگام شب در كمين‌گاه افتادند و با سران خود دوريس « 2 » ، آمورگ « 3 » و سيسيماك « 4 » كشته شدند . ميرسس « 5 » فرزند ژيژس « 6 » نيز با آنان كشته شد . اين حمله برهبرى هراكليد « 7 » فرزند ايبانوليس « 8 » از اهل ميلاس « 9 » انجام گرفت . بدين‌ترتيب بود كه پارس‌هاى اين سپاه تلف شدند . 122 - هيمه كه بنوبه خود مأمور بود يونىهائى را كه در لشكركشى به سارد شركت
هامش
( 1 ) -Pedasos( 2 ) -Daurises( 3 ) -Amorges( 4 ) -Sisimaque( 5 ) -Myrsos( 6 ) -Gyges( 7 ) -Heraclide( 8 ) -Ibanolis( 9 ) -Mylase