بدون حمل و ولادت به همان صورت كه آن مؤمن نيكو سيرت ارادت نمود في الفور خالق معبود موجود گرداند چنانچه خلقت آدم عليه السّلام براى عبرت و اظهار صنعت خود فرمود .
سؤال : از حال مردى كه تزويج عورت به مهر معيّن نمايد تا به مدّت مشخّص معلوم و هنوز از مدّت چيزى باقى باشد آن مرد آن مدّت را به آن عورت بخشد و آن عورت در حيض باشد به اين سبب كه بيشتر از آنكه مدّت را شوهر به او بخشد در آن حال چون حيضش آمده باشد چون در أثناى حيض مدّت به او بخشيده بعد از آنكه از حيض پاك گردد آيا جايز است كه مرد ديگر به مبلغ و مدّت معلومين آن زن را تزويج كند يا آنكه تا استقبال حيض ديگر صبر كند ؟
جواب : غير حيضه داخله تا استقبال حيض ديگر صبر كند زيرا كه أقلّ مدّت عدّت يك حيضه تامّه و طهر است و پيشتر از آن عقد بر او جايز نيست .
سؤال : از كسى كه مبروص باشد يا صاحب فالج بود آيا شهادت أمثال اين جماعت مقبول گردد يا نه ؟
بدرستى كه در نزد ما روايت كردند كه أمثال اين طايفه امامت أرباب أصحّاء نميتوانند نمود ؟
جواب : اگر أمراض ايشان حادثى و عارضى باشد شهادت ايشان جايز و عيان است و اگر در هنگام ولادت با آن أمراض تو أمان باشند شهادت آن جماعت جايز و رخصت نيست .
سؤال : آيا جايز است كسى را جدّهء عورت در خانه او باشد او تزويج به دختر پسر آن عورت كند يا نه ؟
جواب : گفت كه آيا نهى از آن فعل باشد يا نه جواب داد كه نهى از -
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 331
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٣٣١