تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
مغرب بجاى آرى جايز است . سؤال : بعضى از برادران مؤمن كه ما را معرفت تمام به حال آن انامست آن طايفه را ضيعهء جديدهء است معموره در جنب ضياع خرابهء سلطان در آن حصّه است واقع است و گاهى وكلاى سلطان حصّهء ايشان را بزارعان بكرايه و اجارت ميدهند و بسا باشد كه عمّال سلطان أصحاب ضيعهء جديده را در هنگام كه ارادهء زراعت آن بحدودها نمايند مانع گردند . و اگر به جماعت به اجاره دهند مردم سلطان نميگذارند و گويند تا ضيعهء سلطان مزروع نشود ما أحدى را نميگذاريم كه مزارع شما را مزروع گردانند و چون ضياع سلطان در جنب ضياع مؤمنان داشت بوسيلهء آنكه خراب ، و ويران است و آن محلّ را قيمت نيست زيرا كه قريب به بيست سال است ، كه خراب گشته مع هذا سلطان در شراى آن ضيعهء غير معمور تحرّج مينمايد و ميگويد كه اين حصّه الحال در تحت تصرّف وكلاى ما است از همين ضيعه است كه در تصرّف برادران شما است بلكه أكثر حدود مزارع كه در تصرّف اخوان شما است متعلَّق بسر كار ما است كه در سابق از حكَّام زمان بوقف گرفته الحال تعلَّق بما گرفته و آن مكان بواسطهء تسلَّط سلطان وقت مزروع نگردد ، و اگر أحيانا أرباب ضياع جديد في الجمله زراعت كنند همگى و تمامى آن غلات را به سركار سلطان انتقال نمايند . آيا جايز است كه ما ابتياع و شراى آن حصّه از سلطان نمائيم زيرا كه اگر آن محلّ بشراى ما در آيد صلاح به حال ضيعهء جديده و ضياع قديمه بهم رسد بلكه باعث عمارت هر دو ضياع بوسيله ابتياع او شود . جواب : آن ضيعه جايز الابتياع نيست زيرا كه بيع و شراى ملك از صاحب