تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
و غبار و خلل است . پس تخصيص امام از قادر علَّام به اين احترام و اكرام محض بواسطهء اتمام حجّت او بر عباد و شهادت بر خلق او يوم التّناد است و * ( ذلِكَ فَضْلُ الله يُؤْتِيه مَنْ يَشاءُ وَالله ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ) * . پس اگر در ميان شما كسى كه قادر بود مثل اين چيزها كه مذكور گشته موجود بود او را بامامت اختيار كند و اگر كسى كه از شما و از براى امامت اختيار نموديد متّصف به اين صفت بود پس او را مقدّم بر ساير امم در امامت و أحقّ و أولى و أليق و أحرى از تمامى امّت دانيد . و الله كه آنچه حقّ بود حضرت معبود در كتاب خود بايشان انزال ، و ارسال فرمود و حضرت نبىّ المحمود حقايق آن را كما ينبغى و يليق بر امم تحقيق معلوم نمود نبذوا * ( كِتابَ الله وَراءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ ) * در كتاب خداى تعالى هدايت و شفاء از هر بلاء و اذيّت است ليكن اين امّت فنبذوه * ( وَاتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ ) * أحكام آن را پس پشت انداختند و تابع أهواء و آراى خود گشتند پس حضرت واجب الوجود تعالى و تقدّس مذمّت و مقت و تعسى اين قوم تبعهء آز و هوس نمود . چنانچه فرمود كه : * ( وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواه بِغَيْرِ هُدىً مِنَ الله إِنَّ الله لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ) * . و نيز حضرت عزّ و جلّ فرمود كه : * ( فَتَعْساً لَهُمْ وَأَضَلَّ أَعْمالَهُمْ ) * . و ايضا ميفرمايد كه : * ( كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ الله وَعِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ الله عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ ) * . حسن بن علىّ بن فضّال از حضرت امام الأتقياء أبى الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام روايت كند كه آن حضرت عليه الصّلوة و السّلام فرمود كه :