( زيرا كوروش كه بار اول بابل را تسخير كرده بود نه كار اول را كرد و نه كار دوم را ) بعلاوه داريوش امر كرد در حدود سه هزار تن از سران بابل « 1 » را با ميخ بدار آويختند و بعد از آن شهر را به بقيه بابلىها سپرد تا در آن سكونت كنند . و براى آنكه زنانى براى آنها تهيه كند و نسل جديدى از آنها به دنيا آيد كه جانشين آنها شود ( زيرا همانطور كه در آغاز كار گفته شد بابلىها زنان خود را كشته بودند تا در مصرف آذوقه صرفهجوئى كنند ) داريوش چنين كرد : وى به اقوام مجاور بابل امر كرد زنانى به بابل آورند و بهريك از آنها تعدادى معين زن تحميل كرد بقسمى كه جمع آنها به رقم پنجاه هزار رسيد . بابلىهاى امروز از همين زنان به دنيا آمدهاند .
160 - و اما دربارهء زوپير ، به نظر داريوش بين پارسها ، نه از نسل جديد و نه از قديمترين نسل آنها هيچكس باستثناى كوروش از حيث عمليات درخشان بر اين شخص پيشى نگرفته - زيرا هيچ پارسى تا اين زمان خود را در شأن قياس با كوروش ندانسته است .
معروف است كه داريوش مكرر گفته است كه ترجيح ميداد بر شهر بابل و بيست شهر ديگر مانند آن استيلا نمييافت و در مقابل زوپير اينچنين با خود رفتار نميكرد .
پس داريوش افتخارات و احترامات زيادى براى او قائل شد و هر سال از آنچه كه در نظر پارسها بيش از هرچيز ارزش داشت به او هديه ميكرد و حكومت بابل را نيز به او سپرد كه تا پايان عمر معاف از پرداخت ماليات از آن منقع شود .
هامش
آنست كه حصار بر جاى مانده ويران نشده باشد و يا لا اقل فقط قسمتى از آن ويران شده باشد .
آنچه مسلم است داريوش در اين لشكركشى بر خلاف گفته هردوت تمام حصارهاى شهر بابل را ويران نكرد ، بلكه شكافهاى عريضى در آن وارد كرد تا در آينده قدرت مقاومت از مردم آن سلب شود .
( 1 ) - مقصود هردوت « از سران بابل » مسلما بزرگان شهر نيست ، بلكه كسانى است كه به نحوى مؤثر در شورش شركت داشتهاند .
دليل اين مدعا ختام بند 50 از كتيبه بيستون است كه ضمن آن داريوش درباره شورش آراخا( Arakha )در بابل مينويسد : « بعد از آن من امر كردم كه اين آراخا و همدستان اصلى او را در بابل مجازات كنند . »