6 - من اكنون مطلبى را نقل خواهم كرد كه از بين آنهائى كه از راه دريا به مصر ميآيند كمتر كسانى هستند كه به آن توجه كرده باشند . در سراسر سال از تمام يونان و فينيقيه خمزههائى پر از شراب به مصر ميآورند و ميتوان گفت كه حتى يكى از اين خمرهها را كه قبلا شراب در آن بوده نميتوان خالى در آنجا يافت . بايد سؤال كرد كه اين خمرهها بچه كار ميروند و اين مطلبى است كه من اكنون توضيح مىدهم :
هر فروشندهاى موظف است تمام خمرههائى را كه در شهر او است جمعآورى كند و به ممفيس بفرستند . در ممفيس آنها را از آب پر ميكنند و به اين نقاط خشگ سوريه كه من از آن سخن گفتم ميفرستند . از اينقرار بتدريج كه خمرهها به مصر وارد و خالى ميشوند آنها را به سوريه ميفرستند و در اين سرزمين به خمرههاى قبلى ملحق ميشوند .
7 - همين كه پارسها مصر را تسخير كردند به ترتيبى كه شرح دادم آب اين تأمين كردند و راهى براى عبور به مصر ترتيب دادند . اما در زمانى كه لشگركشى به مصر اتفاق افتاد هنوز تأمين آبى وجود نداشت . وقتى كبوجيه بوسيله ميهمان هاليكارناسى خود از اين موضوع باخبر شد رسولانى بنزد پادشاه اعراب فرستاد و از او خواست كه عبور او را بسلامت تأمين كند . تقاضاى او قبول شد و هر دو نسبت بهم سوگند ياد كردند .
8 - اعراب بيش از ديگر مردمان احترام قسم را رعايت ميكنند . طرز قسم خوردن آنها چنين است « 1 » : وقتى دو نفر ميخواهند براى هم سوگند ياد كنند شخص ديگرى بين آن دو ميايستد و با قطعه سنگى بران نزديك انگشتان بزرگ كف دست دست آنها شكافى ايجاد مىكند و سپس از قباى هريك از آنها كمى كرك جدا مىكند و هفت قطعه سنگ را كه در كنار پاى آنها قرار دادهاند با خون آنها رنگين مىكند
هامش
( 1 ) - هردوت به تشريفات انجام سوگند بين ملل و اقوام باستان مكرر اشاره كرده است ( كتاب اول - بند 74 ) ( كتاب چهارم - بند 70 ) .