كرده بود . او به مردم يونى توصيه ميكرد كه براى خود يك شوراى مشترك تأسيس كنند و چون شهر تئوس در مركز سرزمين يونى قرار دارد مقر اين شورا نيز همين شهر باشد . و اين امر لطمهاى به طرز ادارهء ديگر شهرها نميزند و شهرهاى ديگر مانند شهرهائى مستقل اداره ميشدند . اين بود نظريههائى كه بياس و تالس براى مردم يونى بيان كردند .
171 - هارپاگ بعد از مطيع كردن مردمان يونى بجنگ با اهالى كارى « 1 » و كنى « 2 » و ليسى « 3 » پرداخت و در اين جنگ جمعى از اهالى يونى و ائولى را با خود برد . از اقوامى كه نام بردم ، كارىها از جزاير به قاره آسيا آمدهاند . در عهد باستان كه آنها رعيت مينوس « 4 » بودند و للژ « 5 » نام داشتند در جزاير زندگى ميكردند و از قديمترين ايام تا حدى كه اطلاعات شفاهى من اجازهء قضاوت ميدهد هيچ نوع مالياتى نمىپرداختند .
هامش
وانمود كرده كه هردوت اين توضيح اضافى را دربارهء نژاد تالس از روى سوءنيت اضافه كرده و مقصود او آن بوده است كه يكى از عقلا و پيران يونان را به قومى ديگر نسبت دهد .
آنچه مسلم است تالس متعلق به خانوادهاى بود كه مانند ديگر خانوادههائى كه از بئوسى( Beotie )به ملط مهاجرت كرده بودند اصل و منشاء آنها از كادمه بوده .
( 1 ) - كارى( Carie )يكى از نواحى قديم آسياى صغير واقع در قسمت جنوب غربى اين كشور . از شمال محدود بود به كشور ليدى ، از مشرق به فريژى و ليسى( Lycie )و از جنوب و مغرب به درياى اژه . زبان اقوام كارى نوعى يونانى دستوپا شكسته بود و اين اقوام كه در قديم للژ( Lelege )ناميده ميشدند به پادشاهان خود علاقهاى فراوان داشتند و حتى در زمان ساترلپهاى پارسى آنها را حفظ كردند .
( 2 ) -Caunie( 3 ) - ليسى( Lycie )نام يكى از ايالات قديم آسياى صغير است كه در قسمت جنوب غربى اين كشور در ساحل درياى مديترانه و درياى اژه و در مجاورت ناحيه كارى( Carie )قرار داشت . رود گزانتوس( Xanthus )آن را آبيارى مىكند و سلسله جبال تروس از آن ميگذرد .
دربارهء اقوام ليسى رجوع شود به بند 173 همين كتاب .
( 4 ) - مينوس( Minos )پادشاه افسانهاى اقوام كارى و فرزند ژوپيتر و اروپه( Europee )كه در 1300 قبل از ميلاد بر اقوام كارى بسلطنت رسيد . معروف است كه وى در دادگاه عدل الهى به صورت قاضى جلوس خواهد كرد .
( 5 ) -Lelege