از اين روست كه امام عليه السلام براى بطلان پندار اين گروه از مردمان ، استدلال مىكند به اينكه دروغ پردازى نيازمند انگيزههاى ذاتى يا خارجى است كه شخص آنها را در راستاى خواستهها و اهدافش به كار گيرد ؛ چراكه دروغگو :
- يا كوردل است و به قدرى در محرّمات و عصيان و سركشى فرو رفته كه از دروغگويى لذّت مىبرد و از اين خوى زشت هيچ پروايى ندارد .
- يا در پى دست يا بى به خواستههاى دنيايى است و از راه راستى نمىتواند به آنها برسد ، از اين رو به ناچار به دروغ رو مىآورد .
- يا ترسوست ، از فرجام كارش بيم دارد و از اينكه مجازاتِ قانونى دامنگيرش شود مىهراسد ، و براى رهايى از اين تنگنا به دروغگو پناه مىآورد .
- يا براى خلاصى از سؤال دشوارى است كه پاسخ آن را نمىداند ، و با دروغپردازى ، عجز و درماندگىاش را مىپوشاند .
- و . . .
با وارسى تاريخ اسلام مىتوان دريافت كه بيشتر تكذيب كنندگان خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله گرايشهاى جاهلى يا خواستههاى نفسانى يا ناتوانى فكرى رسوا كننده داشتند و اينان از ترس شمشير مسلمان شدند ( مانند كسانى كه پس از فتح مكّه اسلام را پذيرفتند ) يا در صفوف مسلمانان رخنه كردند ( چونان منافقان ) .
انگيزههايى اين چنين در حقّ امام على عليه السلام منتفى است ؛ چراكه آن حضرت صحابى مخلصى به شمار مىرود كه به اجماع مسلمانان ، پسنديدهترين موضعگيرىها و والاترين صفات را دارا مىباشد ؛ چنان كه از نظر نَسَبى ، جايگاه بلندى دارد كه بىنياز از توصيف است ، و هيچ گونه كمبودى در او نمىتوان يافت كه براى سرپوش گذارى بر آن ، به دروغ دست يازد .
به همين جهت است كه مىفرمايد :
فَعَلي مَن أكْذِبُ ؛ أَعَلَي الله ؟ فَأَنَا أوّلُ مَن آمَنَ بِهِ . أم علي نَبيّه ؟ فَأنَا اوّلُ مَن صَدَّقَهُ ؟
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 724
مساهمون: السيد علي الشهرستاني
ص٧٢٤