تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
از آنچه گذشت ، اصول اختلافى ميان دو مكتب - كه در پى منع از نقل و تدوين حديث جوشيد و گسترش يافت - روشن گرديد و به نتايج پربار و درستى درباره بناى دو مدرسه « اجتهاد و رأى » و « تعبّد محض » رسيديم و بر اثر مثبتى كه « تدوين » بر فقه مُدَوِّنان برجاى گذاشت و اثر سلبى كه « منع از تدوين » بر فقه مانعان پديد آورد ، آگاه شديم و ارزش ميراث فقهى را در هر دو مدرسه دريافتيم . اكنون مىخواهيم اعتبار دريافت‌هايمان را به ميزان ديگرى عرضه داريم تا مقدار سازگارى هريك از اين دو خطّ مشى را با سير طبيعى سنّت‌هاى تاريخى و قواعد جامعه‌شناسى و اخلاق بشناسيم و اندازه همراهى و سازگارى آنها را با شرايط مختلفى كه هر دو مكتب را در بر گرفته بود ، به دست آوريم تا دريابيم كه كدام يك از اين دو مكتب از تحريف و انحراف به دورند و كدام يك به آن نزديك‌ترند . امام على عليه السلام در خطبه‌اى مىفرمايد : دريافتم كه مىگوييد « على دروغ مىبافد » خدا شما را بكشد ! بر چه كسى دروغ مىبندم ؟ ! بر خدا ؟ من نخستين كسى هستم كه به او ايمان آوردم . آيا بر پيامبر خدا دروغ بسته‌ام ؟ ! من نخستين كسى هستم كه او را تصديق كردم « 1 » . در اين سخن ، دقيق‌ترين و باشكوه‌ترين معانى احتجاج و مناظره نهفته است و اشاره دارد به بحرانِ بيمارى اخلاقى - اجتماعى كه همه يا بخش بزرگى از جامعه به آن گرفتار آمد ؛ چراكه جامِ كينه و دروغ پردازىاش را بر شخصى فرو مىريخت كه در اوجِ پاكى و صافى قرار داشت .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 71 .