ائمّهعليهم السلام بر آن تأكيد مىكردند و به توثيق آنچه را اصحاب برايشان عرضه مىداشت ، مىپرداختند ، ليكن مركز ثقلِ توثيق كه در نسبت بالايى مد نظر قرار گرفت ، در عصر امام رضا عليه السلام و امامان بعد از آن حضرت روى داد .
پيش از پايانِ اين بحث ، بجاست يادآور شويم كه عامل مهم در تأخير مدوّنات نزد پيروان مكتب اجتهاد و رأى اين بود كه بعضى از اطرافيان پيامبر صلى الله عليه و آله با آن حضرت چونان يك انسان عادى - كه هيچ فرقى با ديگران ندارد - برخورد مىكردند ، از پشت خانهها صدايش مىزدند ، با زياد ماندن نزد پيامبر صلى الله عليه و آله خستهاش مىساختند و اعتقاد داشتند كه پيامبر صلى الله عليه و آله خطا مىكند و به صواب مىرود ، در حالِ خشم چيزى را بر زبان مىآورد كه در حالتِ خشنودى لب بر آن نمىگشايد ، و . . .
عبدالله بن عَمرو بن عاص مىگويد :
من هر چيزى را كه از رسول خدا مىشنيدم مىنوشتم ، مىخواستم آن را حفظ كنم [ و ماندگار سازم ] قريشيان مرا از اين كار بازداشتند ، گفتند : هر چيزى را كه از پيامبر مىشنوى مىنويسى ؟ ! رسول خدا ، بشرى است كه در حال رضا و خشم سخن مىگويد !
من از اين كار باز ايستادم ، و جريان را براى پيامبر گفتم .
فرمود : بنويس ، سوگند به كسى كه جانم در دستِ اوست ، از زبانِ من جز سخنِ حق نمىتراود « 1 » .
اين روايت بيانگر آن است كه قريش با اين حجّت از تدوين نهى مىكردند كه پيامبر در حال غَضَب ، سخن ناصواب بر زبان مىآورد .
عمرو بن شُعيب ، از پدرش ، از جدّش نقل مىكند كه گفت :
پرسيدم : اى رسول خدا ، آنچه را از تو مىشنوم بنويسم ؟
فرمود : آرى .
هامش
( 1 ) . مسند احمد 2 : 162 ، حديث 6510 ؛ سن - ن دارم - ى 1 : 136 ، حديث 484 ؛ سنن ابى داود 3 : 318 ، حديث 3646 .