تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
پرسيدم : در رضا و غضب . فرمود : آرى ، در همه اين حالات ، من جز حق نمىگويم « 1 » . همين انديشه ، رواج يافت و شايع شد و مؤثّر واقع گرديد حتّى در عصر ائمّهعليهم السلام بعضى از اصحاب مىپنداشتند كه امام در حالِ خشم چيزى را نقل مىكند و مىگويد كه در حالِ رضا بر خلافِ آن معتقد است ! اينان گمان مىكردند كه ائمّهعليهم السلام مانند ديگر فقها و اصحاب فتوا و اجتهادند كه آراى آنها بر اساسِ اوضاع و شرايط و اختلاف آگاهىشان از ادلّه ، دگرگون مىشود . امامانعليهم السلام همانند سخن رسول خدا صلى الله عليه و آله را در پاسخ بر زبان مىآوردند ، چيزى كه جز ائمّه اهل بيتعليهم السلام هيچ پيشواى ديگرى جرئت ندارد آن را ادّعا كند . آنان به درستى مرويات و احكامشان اطمينان و يقين داشتند و اصحابشان را به تدوين فرا مىخواندند ؛ زيرا جز سخنِ حق نمىگفتند . حمزة بن عبدالمطّلب از عبدالله جُعفى نقل مىكند كه گفت : رواياتِ فراوانى از اهل بيتعليهم السلام وارد شده كه و مفاد همه آنها اين است كه امامانعليهم السلام جز حق نمىگفتند و به رأى و اجتهاد فتوا نمىدادند . فُضَيل بن يَسار از امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : ما اگر به رأى خودمان حديث كنيم ، گمراه مىشويم - چنان كه كسانِ پيش از ما گمراه شدند - ليكن حديث ما بر اساسِ شاهدى روشن از پروردگارمان است كه آن را براى پيامبرش باز گفت و پيامبر آن را براى ما بيان داشت « 2 » . داود بن ابى زيد احول ، از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه فرمود : ما اگر به رأى و هواى نفس خودمان فتوا دهيم از هلاك شدگانيم ، ليكن آنچه را ما بر زبان مىآوريم ، آثارى از رسول خداست ! اصولِ علم كه نسل اندر نسل آن را
هامش
( 1 ) . مسند احمد 2 : 207 ؛ سنن دارمى 1 : 125 ؛ سنن ابى داود 2 : 126 . ( 2 ) . بصائر الدرجات : 319 ، باب فى الأئمّة عندهم اصول العلم ، حديث 2 .
منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 669 | السيد علي الشهرستاني / هادى حسينى