تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
آن گاه كه من پيش پيامبر مىرفتم با من تنها مىشد و زنانش را از نزد ما برمىخيزاند ، ليكن آن گاه كه به خانه ما مىآمد فاطمه و فرزندانم در كنار ما مىماندند . چون از پيامبر چيزى را مىپرسيدم ، پاسخ مىداد و آن گاه كه ساكت مىماندم آن حضرت آغازِ سخن مىكرد . هيچ آيه‌اى از قرآن بر پيامبر نازل نشد مگر اينكه آن را بر من قرائت و املا كرد ، من به خطِ خود آن را نوشتم ، و پيامبر تأويل و تفسير و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عامِ آن را به من آموخت . . . از آن زمان كه پيامبر برايم دعا كرد كه فهم و حفظ يابم ، هر علمى را كه برايم املا كرد از ياد نبردم . پيامبر صلى الله عليه و آله همه حلال‌ها و حرام‌ها و امر و نهىهاى گذشته و آينده را كه خدا به او آموزاند ، به من تعليم فرمود ، و هر طاعت و معصيتى را كه بر پيامبران گذشته - در قالبِ كتاب - نازل شده بود ، به من ياد داد و من آن را حفظ كردم ، و يك حرف آن را هم از دست ندادم . آن گاه پيامبر دستش را بر سينه‌ام گذاشت و دعا كرد كه خدا قلبم را آكنده از علم و فهم و حُكم و نور سازد . با اين تقسيمِ واقعى ( و بىطرفانه ) ، امام على عليه السلام نظر مدرسه اهل بيت را درباره برخورد صحابه با پيامبر و روايتِ آنها از آن حضرت و جايگاهشان نسبت به پيامبر و نقش قريش در شريعت ، بيان مىكند ، سخن ديگرى از نهج البلاغه در اين زمينه رهگشاست ، امام على عليه السلام در خطبه قاصعه مىفرمايد : فَانْظُرُوا إِلَى مَوَاقِعِ نِعَمِ اللهِ عَلَيْهِمْ حِينَ بَعَثَ إِلَيْهِمْ رَسُولًا ، فَعَقَدَ بِمِلَّتِهِ طَاعَتَهُمْ ، وَجَمَعَ عَلَى دَعْوَتِهِ أُلْفَتَهُمْ ، كَيْفَ نَشَرَتِ النِّعْمَةُ عَلَيْهِمْ جَنَاحَ كَرَامَتِهَا ، وَأَسَالَتْ لَهُمْ جَدَاوِلَ نَعِيمِهَا ، وَالْتَفَّتِ الْمِلَّةُ بِهِمْ فِى عَوَائِدِ بَرَكَتِهَا ، فَأَصْبَحُوا فِى نِعْمَتِهَا غَرِقِينَ ، وَفِى خُضْرَةِ عَيْشِهَا فَكِهينَ ، قَدْ تَرَبَّعَتِ الْامُورُ بِهِمْ ، فِى ظِلّ سُلْطَان قَاهِر وَآوَتْهُمُ الْحَالُ إِلَى كَنَفِ عِزٍّ غَالِب ، وَتَعَطَّفَتِ الْامُورُ عَلَيْهِمْ فِى ذُرَى مُلْك ثَابَت ، فَهُمْ حُكَّامٌ عَلَى الْعَالَمِينَ ،